ممنوعيت سيگار تعارض يا تعامل
سوالي که در بين جمع دوستان مطرح شد و کم کم تبديل به يک موضوع براي بحث شد .ابتدا سوال بدين صورت مطرح شد که :
1-آيا استعمال دخانيات و ممنوعيت آن، با آزادي هاي رفتاري در جامعه در تضاد است؟ يا بهتر است بگوييم در صورت منع استفاده از سيگار از بين بردن آزادي هاي اشخاص مي باشد؟!
نظرات من با طرف مقابلم عماد متفاوت بود.
من معتقد بودم سيگار از اين حيث بايد منع شود و مردم را از استفاده از آن منع کرد:
زيرا در صورت استفاده از سيگار و دخانيات سلامت جامعه به خطر مي افتد و باعث ايجاد بيماري ها و سرطان هاي مختلف در افراد مي شود که اين موضوع علاوه بر ايجاد فشار هاي مالي در خانواده ممکن است باعث ايجاد فشارهاي رواني نيز در جامعه شود.
نکته مهم ديگر آن است در صورت رواج اين پديده نه چندان خوشايند در جامعه مسير و کمال جامعه تغييرمي کند و تصميمات دولتيان را خدشه دار مي کند .زيرا دولتمردان مجبور به سرمايه گذاري بيشتر در بخش هاي درماني و.. مربوط به عوارض استعمال از دخانيات مي شود که اين امر باعث عدم سرمايه گذاري دولت در بخش هاي مفيد ديگر مي شود.علاوه بر آن در صورت استفاده زنان از دخانيات موضوع به وضع بحراني خود مي رسد .زيرا به جز يکي از سرطانهاي مربوط به زنان ، استعمال دخانيات در ديگر سرطان ها اثر منفي و افزايش دهنده دارد اما آنچه مسلم و واضح است اثر افزايش دهنده مصرف سيگار در بروز سرطان ريه و مثانه و... است.نکته اي ديگر در حوزه خانواده و به خصوص زنان حائز اهميت است موضوع تشکيل خانواده يا بهتر است به اصطلاح عاميانه همان بچه دار شدن اشاره کنيم.همانگونه که مي دانيد سيگار در سرطان هاي تخمدان و رحم تاثير افزايش دهنده دارد که اين امر باعث تاثير بر رشد جمعيت مي شود کاهشي که مي تواند نگران کننده باشد؛ زيرا کاهشي سودمند است که با فرهنگ سازي و تبليغات باشد نه کاهشي که ناخواسته و بدون اگاهي باشد و بر اثر ابتلا به بيماري باشد .
*از طرفي بارها شنيده ايم که استعمال دخانينات براي مادران باردار موجب تاثير منفي بر هوش جنين خواهد گذاشت . شايد دلايل ذکر شده هنوز دلايلي مستحکم براي منع سيگار نباشد اما در دليل اخر (*)شايد يکي از دلايا منع سيگار و اينده نگري دولت براي نسل فردا باشد .
همانطور که مي دانيد در بيشتر اشخاصي که دچار سرطان مي شوند با نوعي درگيري ذهني و رواني شخص، مواجه مي شويم که به خودي خود نگران کننده و مخل اسايش و ارامش جامعه و کانون خانواده مي باشد.حال اگر بخواهيم اين مشکلات را با هزينه هاي عوارض دارو ها و شيمي درماني به حساب اوريم موضوع نگران کننده تر خواهد شد .
منع استفاده از دخانيات مانع ازادي هاي شخصي نيست بلکه ابزاري و براي کنترل مسائل بهداشتي و رواني جامعه مي باشد !!!
ام نکته در مطالب ذکر شده در بالا بايد بيان شود که نگاه مربوط به بيماري هاي زنان نگاه ابزار گونه و به عنوان وسيله اي توليد نسل و.. نيست بلکه به علت شرايط جسمي و جنسي زنان بايد به اين موضوع نيز توجه داشت تعداد سرطان هاي ناشي از سيگار در زنان بيشتر از مردان است که اين امر با توجه به رابطه مستقيم زن با جنين مي تواند تهديد کننده يک نسل باشد !!!
اما چگونه مقابله کنيم !؟
1-ممنوعيت واردات و توليد:با اين کار مخالف هستم زيرا از بين بردن ناگهاني خود باعث فشارهاي رواني در فرد سيگاري مي شود و از طرفي باعث افزايش قاچاق و بازار سياه کالا که خود اين پديده ها عوارضي نيز دارند خواهد شد.
2-افزايش قيمت:اين کار باعث روي اوردن افراد به مواد مخدر و جبران کنندهي ، ارزانتر ديگر مي شود .
3-تعيين مجازات: هنگامي که به يک جرم تبديل شود تبديل به يک کار مخفي و زير زميني خواهد شد که کنترل ان با مشکل مواجه خواهد شد .
4-محروميت فرد از امکانات دولتي :اين کار نيز مي تواند مفيد باشد !!
5-فرهنگ سازي:مناسب و تاثير گذار ترين راه از ديدگاه من است که ماندگاري ان نيز زياد است!!!
انرژي هسته اي حق مسلم ماست
اين شعاري است که در اين روزها بارها و بارها از راديو و تلويزيون و مردم شنيده مي شود هر چند که در بعضي محافل به يک شوخي تبديل شده است اما مي توان دريافت هنوز مردم ما معتقد به اين موضوع هستند که به هر شکل ممکن بايد به اين حق مسلم دست پيدا کنيم!!!
نمي دانم چند سال از سر در گمي پرونده اتمي ايران در اژانس بين المللي اتمي مي گذرد , اما مي دانم که بايد به قوانين بين المللي احترام گذاشت !!
هر چند درباره برنامه شب گذشته, که از شبکه اول سيما پخش مي شد مي توان نکات بسياري را عنوان کرد اما در نگاهي کلي به اجراي برنامه بي نظمي ها در اجراي برنامه و نا هماهنگ بودن مجريان و بازيگران در صحنه همه و همه نشانشگر عجله براي تدارک و اجراي اين برنامه مي باشد .برنامه اي که موضوع ان پيرامون خبري بود که وعده آن, در جمع مردمي, داده شده بود اما در بين بزرگان ايران و جهان عنوان شد .
اما موضوع از چه قرار است و اين تبليغات و پوشش خبري براي دستيابي ايران به چرخه سوخت هسته اي چيست ؟..
صحبت من اين است که ايا.....
3)غرب براي ما چه تصميمي خواهد گرفت و عکس العملش نسبت به اين حرکت چيست؟
ديدگاه:
1-به عقيده من در حاليکه البرادعي در ايران است و در تهران به سر مي برد چندان جالب نيست که اشخاص بلند پايه ايراني در تهران حضور نداشته باشند در سفر استاني خود به مشهد باشند!!! زيرا حضور شخصيت ها در کنار مرد هسته اي دنيا موجب بيان اهميت ان براي ايرانيان و دولت ان است.شايد هم علت بي نظمي هايي که در ابتداي متن عنوان شد همه به علت تصميم سفر ناگهاني البرادعي در ايران باشد تا در زماني برنامه اجرا شود که شخص البرادعي به طور ملموس از حق مسلم مردم ايران اگاه شود و تمايل انها را براي برگزاري جشن درباره انرژي هسته اي دريابد.
اما به طور يقين البرادعي از جنگ هاي تبليغاتي دولت ايران براي تلقين اين نکته که انرژي هسته اي و تصميماتي که گرفته مي شود بدون انکه اجازه دهند مردم در ان نقشي داشته باشند اگاه است و مي داند پس از تبليغات ان را حقي غير قابل انکار براي مردم جلوه مي دهند .
2-انگيزه انها از برگزاري چنين مراسمي را مي توان نشان دادن توان علمي و فني هسته اي ايران به مردم ايران و دنيا دانست هرچند که اين پيام براي مردم عامه ايران و جهان براي زماني کوتاه ثابت مي ماند اما پس از گذشت مدتي و قرار گرفتن ان زير ذره بين نقادانه منتقدان هسته اي حداقل براي مردم خارج از ايران موضوع به گونه اي ديگر تحليل خواهد شد و ديد انها دگرگون مي شود.
3-به عقيده من حرکت انجام شده پيام ديگري نيز براي مردان و زنان هسته اي در دنيا داشت مرداني که تنها 3 تن از انها نگاه مثبت به ايران دارند و ان را با اراي خود نشان دادند.پيام محرکان اين جشن يعني رسيدن ايران به چرخه سوخت هسته اي به انها بيانگر نگاه ايران را به تذکرات سازمان انرژي اتمي مي توان ارزيابي کرد همانطور که مطلع مي باشيد سازمان انرژي اتمي بارها متقاضي تعليق فعاليت هاي هسته اي از جمله فعاليت هايي تحقيقاتي در اين زمينه بوده است.اما انچه که مشاهده شد تاکيد چند باره احمدي نژاد در نطق خود در مراسم جشن دستيابي ايران به چرخه سوخت هسته اي مبني بر اينکه اين دستاورد در تايخ 20 فرودين 1385 بوده است!! وي ان را چند باره تکرار کرد تا دريابند که ايران در اين مدت فعاليت علمي خود را داشته است و اخطار و تذکرات اژانس برايشان بي معني بوده است !!
در روزهاي انتخابات ادعا هايي مبني بر وجود مافياي نفت مي شد و افرادي نيز مدعي بودن در صورت بدست اوردن صندلي رياست جمهوري انها را از بين خواهند برد.
اما پس از انکه به صندلي رسيد ترديد هايي در انتخاب وزير هايي کليدي خود از جمله نفت ايجاد شد و مهمترين ملاک ها نيز در بررسي نمايندگان مجلس علاوه بر داشتن سابقه و ....نداشتن سوء پيشينه در وزارت نفت بود اين موضوع از انجا مشهود بود که وزراي پيشنهادي براي وزارتخانه نفت هيچ کدام سابقه فعاليت در اين وزارتخانه نداشتند تا هيچ شک و شبهه اي ايجاد نشود!!!
اما نمايندگان تا 2 بار افراد پيشنهادي را مناسب براي تصدي اين وزارتخانه مهم و کليدي نمي ديدند.وحتي يکي از کانديدا ها قبل از تصميم نمايندگان مجلس از راي گيري انصراف داد.در واقع 3 شخص از سوي اقاي احمدي نژاد معرفي شد اما مورد اعتماد مجلسيان نبودند.
در نهايت قرعه بنام هامانه افتاد تا اين مسئوليت سنگين را قبول کند.جالب است وزيري هامانه معاون زنگنه بود که در اولين روزهاي رياست جمهوري جناب اقاي احمدي نژاد اتهاماتي از سوي او به زنگنه وارد شد.
با لاخره هامانه معاون فردي که از سوي دولت وقت متهم بود به کرسي وزارت نشست که به گمان بعضي ها حال بايد به دنبال مافيايي براي نفت بگردد !؟
اما حادثه بر خلاف انتظار است!!
ديگر هم اکنون کمتر کسي از کساني که به وي راي داده اند اخبار را پيگيري کند تا بداند مافياي نفت چه شخصي است؟! در واقع اين شعار و مانور تبليغاتي از اذهان عموم مردم پاک شد ولي اينقدر قوي بود تا توانست دليلي براي درصد عمده 17 ميليون راي دهنده به وي باشند !!
ولي هنوز هم نمي دانم :
اين مافيا کي بود چي بود کجا بود؟
ايسنا: دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي به دادگاه احضار شد. محمدرضا خاتمي نايبرئيس مجلس ششم و دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي به دادگاه احضار شده است و روز سهشنبه 22 فروردين بايد در دادگاه حاضر شود.علت احضار محمدرضا خاتمي به دادگاه، اظهارات وي در زمان تحصن نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در سال1382 -در اعتراض به روند انتخابات هفتمين دورهي مجلس شوراي اسلامي - عنوان شده است.
انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
ِ به کجا چنين شتابان....... اقاي هاشمي شاهرودي!؟
چند ماه ديگر انتخابات شوراي شهر اسلامي و مجلس خبرگان رهبري بزگزار مي شود .به همين دليل جناح ها و تفکرات سياسي در صدد انتخاب بهترين گزينه براي ارائه و معرفي ان به مردم می باشند تا بتوانند کرسي هاي اين دو مجمع يعني شوراي شهر اسلامي و خبرگان رهبري را تصاحب کنند!!
قاعدتا اين رقابت بايد سالم و برابر باشد يا بهتر است بگويم همه بايد به يک نحو خودشان را معرفي کنند .
اما متاسفانه اينگونه نيست!!!
البته هنوز من شخصي را که از جناحي معرفي شود را نشنيدم.ولي مي توان نام بعضي آنها را را حدث زد.
1-چندي است که نام و مانورهاي جناب اقاي هاشمي شاهرودي در راديو و تلويزيون به صورت مکرر مي شنويم و حتي در چند خبر متفاوت در روز به گوش مي خورد.شايد اين را بتوان تبعيضي در تبليغات انتخاباتي جناح راست برداشت کرد. ايا اين امکان براي ديگر گروه ها وجود دارد تا به اين صورت نام خود را در ذهن مردم جاي دهند.
اگر هم دقت کرده باشيد ايشان در جلساتي که با مردم دارند البته انگونه که تلويزيون نشان مي دهد با زنان گاه بد حجاب و با روسري ديدار مي کنند و مشکل انها را رفع مي کند.شايد در نظر اول مسئله خارق العاده اي به نظر نرسد اما شما بايد به اين موضوع توجه داشته باشيد که زنان هنگام ورود به دادگاه ها بايد چادر داشته باشند اما همانگونه که مطرح شد ايشان اجباري براي چادر داشتن در دادگاه تجديد نظر ندارند.
علت اين دو گانگي ارزشي چيست؟
ايا تفکرات حقيقي جناح راست نيز همين است؟ يا متفاوت است؟
سوال که مطرح است تا موضوع بهتر بررسي شود اين است که :
2-وظيفه رئيس قوه قضاييه طبق قانون اساسي چيست؟
اصل 158
1-ايجاد تشکيلات لازم در دادگستري به تناسب مسئوليت هاي اصل 156
2-تهيه لوايح قضائي متناسب با جمهوري اسلامي.
3-استخدام قضات عادل و شايسته و عزل و نصب انها و تغيير محل ماموريت و تعيين مشاغل و ترفيع انان و مانند اينها از امور اداري،طبق قانون
---------------------------------------------------------------------
اما موضوعي که قابل طرح است ان است که ايشان بدون تغيير در سيستم قضاوت بر اساس اختيار خود در بند 3 اصل 158 که مي توان ان را پيش بيني قانون اساسي براي جلوگيري از قضاوت هاي اشتباه است فرض کرد .اما سعي دارد که خود وارد عرصه شود و قضاوت هاي اشتباه را تصحيح کند.با اين که اگر نظام قضايي را اصلاح کند مشکل مردم حل مي شود.
که اين کار به جاي حل مسئله پاک کردن صورت مسئله است!!!؟؟؟
نظر شما چيست؟
شايد ادامه داشته باشد
از سال 1370 كه مشكلات كمبود توليد انرژي در كشور وجود داشت پروژههاي تحقيقاتي با هدف كنترل مصرف برق و تعديل آن انجام شده است.
مهندس عليرضا شيراني، معاون پژوهشي پژوهشگاه نيرو، در گفتوگو با ايسنا، در مورد انجام پروژههاي تحقيقاتي درباره تاثير تغيير ساعت رسمي كشور بر ميزان مصرف انرژي، افزود: يكي از اين پروژهها اثر تغيير ساعت در مصرف انرژي الكتريكي بود كه با انجام پروژه تحقيقاتي در آن زمان كاهش دو هزار و 540 مگاوات انرژي را در طول شش ماه به همراه داشت.
وي ادامه داد: در آن زمان (13 ارديبهشت 1370) با در نظر گرفتن قيمت برق با احتساب سوخت (40 تومان) و بدون احتساب سوخت (20 تومان) نزديك به 50 ميليارد تومان صرفهجويي ايجاد شد.
شيراني با اشاره به ارسال گزارش اين تحقيق به هيات دولت گفت: از آن زمان به بعد قرار بر تغيير ساعت رسمي كشور گذاشته شد كه با ادامه مطالعات نيز حدود 100 مگاوات كاهش مصرف در زمان پيك (اوج مصرف) حاصل شد.
معاون پژوهشي پژوهشگاه نيرو با بيان اين كه در سال 68 ميزان پيك (اوج بار) 12 هزار مگاوات بوده است، خاطرنشان كرد: در حال حاضر مصرف برق در ساعات اوج (پيك) در حدود 35 هزار مگاوات است كه اگر تغيير ساعت رسمي كشور امسال نيز اجرا ميشد موفق به كاهش 9 گيگا وات ساعت مصرف انرژي و نزديك 300 مگاوات در دوره پيك ميشديم.
وي اظهار كرد: در چنين شرايطي حدود 150 ميليارد تومان با قيمت 20 تومان و 300 ميليارد تومان با قيمت 40 تومان هزينههاي وزارت نيرو كاهش مييافت.
به گفته او تغيير نكردن ساعت رسمي كشور در سال 1385 در حدود 300 ميليارد تومان ضرر در پي خواهد داشت ضمن اين كه حدود 300 مگاوات نيز پيك مصرف را بالا خواهد برد.
شيراني تاكيد كرد: تمام اين موارد به صورت گزارش و مقاله منتشر شده است و به نظر ميرسد هيات دولت بدون توجه به نظر كارشناسان وزارت نيرو در مورد تغيير نيافتن ساعت رسمي كشور تصميم گيري كرده است. وي يادآور شد: حتي قبل از انقلاب براي تغيير ساعت نگرانيهاي فراواني در زمينه انجام فرايض ديني وجود داشت كه با نظر و استدلال فني اين موارد رفع شده بود.
شيراني تاكيد كرد: در تمام دنيا از جمله در كشورهايي مانند فلسطين،كوبا، چين، آمريكا، تركيه و بسياري ديگر تغيير ساعت رسمي انجام ميشود و هدف آن استفاده بيشتر از روشنايي روز آن هم به مدت يك ساعت خواهد بود.
معاون پژوهشي پژوهشگاه نيرو تصريح كرد: در سال اول كه تغيير ساعت رسمي انجام شد اين تغيير از اول ارديبهشتماه اعمال شد و در حال حاضر نيز اختلاف ساعت بين شب و روز زياد نشده و دولت ميتواند با در نظر گرفتن اين موضوع از ابتداي ارديبهشت ماه تغيير ساعت رسمي كشور را با توجه به توجيه اقتصادي آن مجددا اعمال كند.
منبع:وب سایت بازتاب
ایشان فرموده اند:دكتر پرويز كاظمي افزود: از سوي ديگر، با توجه به آنكه هجده ميليون از جمعيت كل كشور را دانشآموزان و فرهنگيان تشكيل ميدهند، به جاي تغيير ساعت كل كشور، ساعت شروع به كار مدارس تغيير پيدا كرد و به اين ترتيب، پيشبيني ميشود، به طرز ملموسي از بار ترافيكي صبحگاهي در شهرهاي بزرگ كاسته شود.
جناب کاظمی شما باید توجه داشته باشید که دانش اموران و فرهنگیان تنها ۶۰ روز ۶ ماهه اول سال را به مدرسه می روند و بقیه ۶ ماهه سال در مدرسه نیستند!!!حال اینکه شما چگونه تصمیم گیری کرده اید و با هدف کمک به دانش اموزان که فقط ۶۰ روز از ظرح شما استفاده می کنند جای بحث دارد!؟
در قسمت دیگر صحبت ها اورده بودید :جمعيت بيست ميليوني روستاييان، معمولا فعاليت خود را با طلوع آفتاب آغاز ميكنند و با غروب آن پايان ميدهند و تغيير ساعت، نقشي در فعاليت روزانه آنان ندارد.
جناب گاظمی پس برای انها تفاوتی ندارد چرا شما تغییر داده اید !؟ چون انها با طلوع و غروب افتاب کار دارند مصوبه گذشته به کار خورشید دخالت نداشته است فقط در استفاده از خورشید برای گرما و روشنایی است نه کشاورزی!!!!
در ضمن کار در کدام روستا بر اساس طلوع افتاب است این کار برای چندین سال گذشته بوده است هم اکنون برای تقسیم اب که مهمترین کار کشاورزی است از ساعت استفاده می کنند.
در ضمن عقل سالم حکم می کند برای ۲۸ میلیون در یک کشوز ۷۰ میلیمو نی برنامه برای سود ۷۰ میلیون باشد نه ۲۸ میلیون!!؟؟؟
در صجبت قبلی الهام امده بود که ما برای جلوگیری از سر در گمی مردم ساعت را تغییر نمی دهیم !!ژ
جای بس تعجب که انها به جای فرهنگ سازی و اطلاع رسانی کل صورت مسئله را پاک می کنند!؟
شما چگونه کی اندیشید؟!
با احترام نسبت به نظر دوست عزیز مبنی بر اینکه فقط قسمتی از مطلب مربوط به بازتاب بوده است
پس با اقتباس از بازتاب
کشورهای اروپایی در دهه هفتاد میلادی و در پی بحران نفت، تصميم گرفتند که برای صرفه جويی در انرژی و استفاده بيشتر از طول مدت روز، ساعت رسمی خود را در فصل های بهار و تابستان يک ساعت جلو بکشند.با وجود اين، انجام چنين کاری به سادگی و با هماهنگی کامل کشورهای اروپايی صورت نگرفت. بعضی از کشورها، ساعت رسمی خود را در پايان ماه مارس و برخی ديگر در پايان ماه آوريل جلو می کشيدند. شما هم اگر نظری در مورد اين ديدگاه داريد می توانيد آنرا از طريق پنجره سمت چپ برای ما بفرستيد تا در همين صفحه منتشر کنيم.
اين ناهماهنگی در هنگام عقب کشيدن ساعت ها نيز مشاهده می شد، به گونه ای که شماری از کشورها ساعت رسمی خود را در پايان ماه سپتامبر و شماری ديگر در پايان ماه اکتبر عقب می کشيدند.
چنين امری به تشتت و سردرگمی ها و دشوار شدن برنامه ريزی ها، به ويژه در زمينه روابط اداری و بازرگانی بين کشورهای اروپايی دامن می زد.برای جلوگيری از اين ناهماهنگی ها و کاستن از هزينه های پديد آمده، سرانجام اتحاديه اروپا در صدد برآمد که نظمی مشخص و فراگير به مساله تغيير ساعت بدهد.اما اين کار نيز با دشواری های خاص خود همراه بود، چرا که هر کدام از کشورهای عضو اتحاديه اروپا بر سيستم زمانی و تقويم خود اصرار می ورزيد. به عنوان نمونه، بريتانيا خواهان آن بود که جلو و عقب کشيدن ساعت ها در ماه های آوريل و اکتبر، همان گونه که در آن کشور معمول بود صورت گيرد و در مقابل، برخی کشورهای ديگر از جمله آلمان و فرانسه تاکيد می کردند که اين کار بايد در ماه های مارس و سپتامبر، مطابق روال معمول اين کشورها انجام گيرد.
برای حل اين مشکل، در نهايت راه حلی ميانه در نظر گرفته شد. بر اساس مصوبه اتحاديه اروپا در سال 2000 ميلادی، ساعت ها در آخرين يکشنبه ماه های مارس و اکتبر جلو و عقب کشيده می شوند.
در ايران نيز، برای نخستين بار، پيش از انقلاب سال 1357، ساعت رسمی کشور به ساعات تابستانی و زمستانی تقسيم شد.
اما پس از انقلاب، از چنين رويه ای صرف نظر شد تا آنکه در سال 1370، دولت وقت مصوبه ای را به تصويب رساند که بر اساس آن، ساعت رسمی اين کشور همه ساله اول فروردين ماه، يک ساعت به جلو برده می شد و سی ام شهريور ماه دوباره به حالت اول برگردانده می شد.
احتمال تجديد نظر در تغيير ساعات
همان گونه که اشاره شد، صرفه جويی در انرژی مهم ترين دليل روی آوردن به تغيير ساعت رسمی بوده است، اما بر اساس برخی پژوهش های انجام گرفته در کشورهای عضو اتحاديه اروپا، تغيير ساعت رسمی تاثير مثبتی در کاهش مصرف انرژی به ويژه برق نداشته است.تغيير رفتار مردم در اوقات فراغت و شيوه زيست موجب افزايش مصرف برق می شود؛ اين افزايش مصرف به اندازه ای بوده است که عملا کاهش مصرف برق به دليل روشن بودن هوا را جبران کرده است. در عين حال، تغيير ساعت رسمی، به گفته کارشناسان برای چند روز باعث بروز اختلال در ساعت بيولوژيک شهروندان هنگام جلو و عقب کشيدن ساعت می شود.
از سوی ديگر، تنظيم ساعت ها، از ساعت های مچی گرفته تا ساعت های ديواری در بيش از يکصد و پنجاه ميليون خانوار در اتحاديه اروپا، از نظر زمانی نيز هزينه بر است.
يک محاسبه سرانگشتی نشان می دهد که بيش از 80 هزار نفر- سال هزينه انجام تغيير عقربه های ساعت در هر سال است.بر همين اساس، اتحاديه اروپا مقرر کرده است که در سال 2007 ميلادی، تغيير ساعت ها در آغاز فصل بهار مورد بازنگری قرار گيرد.کارشناسان اين احتمال را رد نمی کنند که در اين بازنگری، اساسا مساله تغيير ساعت های رسمی منتفی شود.
پيامدهای مثبت احتمالی
گذشته از همه بحث های مطرح شده در اروپا، تصميم اخير دولت ايران می تواند پيامدهای اقتصادی و اجتماعی خاص خود را داشته باشد.
غلامحسين الهام گفته است پس از پايان تعطيلات نوروزی، در نيمه اول سال، ساعت کار اداره ها و بانک های اين کشور ساعت 7 و 30 دقيقه و شروع کار مدرسه ها ساعت 7 صبح خواهد بود.
اگر در کنار اين کار، ساعات کار ادارات، شرکت ها و کارخانه ها بدون تغيير بماند، می توان از اين احتمال سخن گفت که چنين تصميمی از حجم ترافيک، به ويژه در ساعات پر ترافيک صبح در شهرهای بزرگ، از جمله تهران خواهد کاست و به اين ترتيب، با تدبيری کم هزينه، گامی موثر برای کاستن از پيامدهای زيانبار و سنگين مشکل ترافيک با تقسيم ساعات عبور و مرورهای ضروری برداشته خواهد شد.گذشته از مساله ترافيک که به مشکلی هر روزه و نفس گير در شهرهای بزرگ ايران بدل شده است، مساله روابط اقتصادی ايران با جهان خارج نيز می تواند در اين ميان مورد توجه قرار گيرد.در پانزده سالی که ساعت ها در ايران نيز جلو و عقب کشيده می شد، ناهمزمانی در انجام اين امر در مقايسه با آمريکا و اروپا، موجب افزايش و کاهش متناوب اختلاف ساعت رسمی بين ايران و کشورهايی می شد که اصلی ترين طرف های بازرگانی اين کشور محسوب می شوند.تغيير ساعت در ايران، به ويژه با توجه به وجود اختلاف در روزهای تعطيل رسمی، به معنای دگرگونی های مداوم زمان ارتباط و مراوده نه تنها در مناسبات سياسی و اقتصادی، بلکه در روابط خصوصی شهروندان ايرانی در داخل و خارج از کشور بوده است.اکنون اگر ساعت در ايران ثابت بماند، آن گاه اين مشکل نيز تا حدود زيادی حل خواهد شد؛ هرچند تفاوت در روزهای تعطيل رسمی در ايران و اغلب کشورهای جهان همچنان مساله ساز است؛ زيرا با ساز و کار فعلی، عملا تنها سه روز هفته، روز کاری مشترک بين ايران و کشورهايی محسوب می شود که روزهای شنبه و يکشنبه تعطيل هستند.
BBCPERSIAN
هنگامی که برای نوشتن مطلبی پیرامون عدالت اجتماعی قلم را برداشته ام نمی دانستم باید یک موضوع تخیلی بنویسم یا با یک موضوع واقعی سرو کار دارم یا اینکه باید بارها و بارها واژه تبلیغاتی عدالت اجتماعی را در متن تکرار کنم.در حقیقت پرسش اصلی من این بود که ایا دست یافتن بشر به عدالت اجتماعی تحقق پذیر است؟
و اگر اینگونه است چگونه و چه محدوده ای برای عدالت بیان می کنند؟
کلمات و جملات درهم ریخته در ذهنم می چرخید تا جایی خالی برای نشستن بر روی کاغذ پیدا کنند.
تعاریف متعدی به چشمم می خورد از یونیان باستان تا فریدریش نیچه مرد هم نژاد
1 خودمان در دوران معاصر.در کتب مختلف به نکته ای مشترکی دست پیدا کردم که بیان کننده ارزش بسیار بالای عدالت در جامعه آرمانی افلاطون بوده است
; زیرا ان را جز سه چیز ارزشمند درعالم معرفی نموده است, یعنی همان عدالت, جمال , حقیقتاو معتقد بود عدالت یعنی
:(هرکس به آنچه حق اوست برسد)به خاطرم امد فیلسوفان از همنوعان خود تعریف می خواهند و من هم سعی در استفاده از این صفت ارزنده فیلسوفان کردم و سعی در پیدا کردن تعریف حق کردم
.در این میان به نظر اسپارت ها برخوردم وانها حق را بدینگونه بیان می کنند:(حق بر کسانی است که در قوه مساوی باشند)
اما اگر نظر اسپارت ها را با افلاطون تلفیق کنیم به نقطه ای می رسیم که
:عدالت هنگامی تحقق پذیر است که جامعه از تمامی الحاظ یکسان باشد.اما ایا جامعه ای حقیقی وجود دارد که در تمامی الحاظ یکسان باشد
!؟ر این باره می توان به دو نظر اشاره کرد:
1-سوفسطاییان=سوفسطاییان معتقدند مردم به طبیعت یکسانند اما طبقات {جامعه}انها را از یکدیگر متمایز می سازد و قانون{مظهر عدالت}ساخته اقویا برای کنترل ضعفاست.
2-نیچه=نیچه معتقد است نه تمدن بد است نه طبیعت بلکه انسان ها از مادر نامساوی هستند.
این امکان وجود دارد که نیچه از این دید وارد شده است که اگر در جامعه ای فردی معلول وجود داشته باشد به طور یقین نیاز به رسیدگی برای معلول برابر افراد عادی نیست و باید بیشتر به انها توجه شود که در اینصورت در حق عده ی زیادی انسان های سالم اجحاف می شود از طرفی دیگر فرد معلول در معلولیت خود نقشی نداشته است
!!پس این بی عدالتی طبیعت چگونه است؟
!در پایان به نظر من عدالت تنها ساخته ذهن بشر است و یک شعار ازادیخواهانه
{لیبرالیسم}بیش نیست.این نکته نیز شایان ذکر است که مطالب بیان شده دلیلی بر حمایت از بی عدالتی نیست و فقط بری روشن نمودن افکار از طریق بررسی نظر اندیشمندان پیرامون عدالت است و نتیجه ان جلوگیری از تبلیغاتی شدن این واژه است.با توجه به نظر نیچه این بی عدالتی اکوسیتم طبیعت است و تغییر و مبارزه با ان سخت و حتی بی نتیجه است
.که ان را امروزه عده ای تندرو مطرح می کنند و نمی دانند در تندروی هایشان عده زیادی در مسیر حرکت تندرو ها لگد می شوند و در حق انها اجحاف می شود.
15/اذر/1384
پاورقی
1-منظور همان اریایی بودن نیچه است
۲-تاریخ فلسفه-اریل ویل دورانتمطلب تکمیلی بزودی
شنیده شدن خبری مبنی بر جلو نکشیدن ساعت در سال جاری خبری و مطلبی است که نیاز به تأمل دارد .
باید دید که با چه منطق و هدفی این مصوبه را در سال 1370 زیر سوال برده و می خواهند ان را اجرا نکنند .
مطالبی را غلامحسین الهام سخنگوی دولت مطرح کرد که جالب به نظر می رسد و می خواهم نظر خود را پیرامون این مطالب برای شما مطرح کنم!!!
الهام عنوان کرده است که:( مبناي مصوبه قبلي تغيير ساعت رسمي كشور، صرفهجويي در مصرف برق بوده است، گفت: از طرفي بررسيهاي دقيق و كارشناسانهاي كه تاييدكننده اين صرفهجويي باشد و مشخص كند كه آيا تفاوتي در مصرف برق در 6 ماهه اول سال با تغيير ساعت ايجاد ميشود يا خير وجود ندارد)
حال می خواهم دلیلی نقض بر سخن الهام بیاورم:
1-جناب الهام توضیح دهید مبنای کارشناسی سال 70 چگونه بوده است و مبنای کارشناسی کشور هایی همچون (اروپايی و بريتانيا ساعت رسمی خود را روز يکشنبه 26 ماه مارس (7 فروردين) جلو می کشند).( ايالات متحده و کانادا نيز يک هفته ديرتر و از روز يکشنبه دوم آوريل (14 فروردين) ساعت ها را به وقت بهاری تغيير می دهند) چگونه است حال کارشناسان ایرانی به چه منطقی دست پیدا کرده اند!!