ما به هيچ وجه معتقد نيستيم که امور خدماتي ، رفاهي ، بهداشتي ،تربيتي ، آموزشي زنان در جامعه به عهده مردان باشد
سخنان خانم طيب زاده رئيس مرکز امور زنان و خانواده که در روزنامه اعتماد ملی صفحه ۵ مورخ 28 خرداد 1385 به چاپ رسيد ؛ سخناني جالب والبته بحث بر انگيز است.
ايشان در بند (الف- ط)مسائلي را طرح نموده اند که جاي بررسي دارد:
الف)در اين بخش زنان فقط به گروهي از زنان که ازدواج کرده اند و تشکيل خانواده داده اند محدود مي شود في الواقع فقط براي زنان متاهل حقوق قائل مي شوند و البته آن حقوق نيز جاي نقد دارد.
از سخنان ايشان در بند( الف) مي توان اين برداشت را کرد که دختران مجرد را بدون حقوق در نظر گرفته است يا بهتر است بگوييم حقوق انها را پايمال شده نمي داند . بهتر است بگوييم ايشان زماني براي زنان حقوق قائل مي شود که تشکيل خانواده داده باشند.
در فرازي ديگر از سخنان خانم طيب زاده وظايف زن در خانواده صيانت از کيان خانواده عنوان شده است و متاسفانه صحبت از نقش اقتصاديي که زنان مي توانند در خانواده داشته باشند؛ نشده است !؟
بند (ب):
((ما به هيچ وجه معتقد نيستيم که امور خدماتي ، رفاهي ، بهداشتي ،تربيتي ، آموزشي زنان در جامعه به عهده مردان باشد )) و معتقدند اين امور بايد به متخصصان زن بيکار در حيطه مربوطه انتقال داده شود .
بايد گفت که مشکلي بر دست گرفتن امور زنان توسط خودشان نيست اما آنچه که مي توان از اين سخنان برداشت کرد تفکري است که هنوز بعد از گذشت سالها پا بر جا است که عده اي براي امور خصوصي زنان تصميم بگيرند و لازم و ملزوم آنها را تعيين کنند و حتي در تعيين مرد بودن يا زن بودن پزشک ،استاد ، معلم يا راننده تاکسي آنها نقش داشته باشند و قدرت انتخاب را از خود بانوان بگيرند تا نتوانند خود تعيين کنند مي خواهند راننده و... مرد باشد يا زن !؟
بند (ج)
اين بند با جمله اي آغاز مي شود که مرکز امور زنان را با رسالت آگاهي دهنده نقش واقعي زنان معرفي مي کند اما اگر اين بند را با بند (الف) ترکيب کنيم مي توانيم نتيجه اي مشابه نتيجه فوق بگيريد: مهمترين رسالت زنان تشکيل خانواده و تربيت فرزند است !!! و نقش اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي نمي توانند داشته باشند !!!
بند (د)
اين بخش از سخنان به معرفي NGO هاي نمونه از ديدگاه مرکز پرداخته شده است و وي NGO هايي را مفيد مي داند که در آنها شمع سازي و گلدورزي و... آموزش داده مي شود و در سخنانش تمايلي براي معرفي NGO هاي پژوهشي و تحقيقاتي و... در امور زنان به عنوان NGO مفيد و مورد نياز مرکز نداشتند و حتي در بند (ط) تا حدودي آنها را غير مفيد مي دانند !!!
بند (ج)
ايشان در اين بخش وجود تعدادي زياد از خانواده هاي تک سرپرست در غرب را نمادي از شکست خورده بودن سياست هاي شان در بخش زنان مي داند و بيان حقوق زنان، از ديدگاه غربي و فيمينيستي بد سليقگي مي داند . در آخر اين بند ده ها مورد تجاوز و قتل دليلي ديگر براي شکست خورده بودن ديدگاه غرب مي شمارد !!!
واقعاً جاي تعجب دارد . نمي دانم که ايشان ديالوگ هاي خانواده هاي خواستار طلاق در ايران را با ساير کشورهاي غربي پيشرفته مقايسه کرده اند ؟! يا نه ؟
احساس من اين است اگر آنجا زن کوچکترين احساس را مبني بر پايمال شدن حقوقش بکند مي تواند براحتي طلاق بگيرد اما همگي ما درد دل هايي را که زنان ما در اتوبوس و تاکسي و... براي يکديگر مبني بر پايمال شدن حقوقشان مي کنند شنيده ايم و حتي طلاق يا احياء برخي از حقوقشان با مراجعه به دادگاه برايشان امري مضحک تداعي مي شود و انها اينگونه مسائل را در خانوداه امري عادي مي دانند!!!
در دادگاههاي ايران جملاتي چون ((خسته شدم ؛ ديگه بريدم)) يا ((چقدر تحملش مي کردم )) و.. جملاتي است که در طول روز بارها و بارها تکرار مي شود و قاضيان دادگاه از شنيده آنها تعجب نمي کنند!!!
و اما گر به صفحه حوادث روزنامه هاي خودمان نظري بيفکنند در خواهند يافت ايران نيز از آن ده ها مورد تجاوز و قتل بي نصيب نمانده است .
بند (ط)
در اواسط اين بخش جمله اي بسيار جالب آمده است : ((بودجه براي ده ها پروژه تحقيقاتي اختصاص مي دهيم تا به علل آسيب هاي اجتماعي و نا هنجاري برسيم در حاليکه به نظر من همان بودجه را در اختيار توانمند سازي و حمايت از زنان سرپرست خانوار و بچه هاي او قرار دهيم و ببينيد چقدر در صد فشار و فحشا پايين مي آيد ؟! ))
در اين بخش از صحبت ها 3 نکته جالب است :
1-در انتخابات دولت پژوهش را مفيد و لازم مي دانست اما امروز خانم طيب زاده ان را از اهميت کمتري نسبت به کمک هايي که تاثير ان فقط براي گروهي محدود و فقط تاثير آن در يک برهه زماني است؛ مي داند .
2-ايشان تمايلي ندارد که همان بودجه پژوهش را که قرار شده به صورت کمک مالي پرداخت شود به ساماندهي دختران و زنان فراري و خياباني اطلاق شود .گويا ايشان زنان مجرد را در گروه زنان قرار نمي دهد. و اصلا به انها کمترين حقوق انساني را نمي دهد !!!
3-بر اساس قانون اساسي اين سازمان نمي تواند نقشي در امضاي کنوانسيون يا عدم امضاي آن داشته باشند و مجلس مسئول امضاي موافقتنامه هاي خارجي است ؟!!
((سانسور يعني توهين به خواننده و نويسنده مطلب ، فيلم ، تصوير ....))
در دنياي امروز کمتر کسي است که سانسور را مفيد و ابزاري براي کنترل جامعه بداند بهتر است بگوييم کمتر کسي است که با جمله بالا مخالف باشد .حداقل در بين صحبت هاي دوستان و شخص من مهر تاييد بر سانسور زده نمي شود.
اما انچه که مي خواهم به عماد به عنوان يک دوستي که خارج از محيط تعارفات, اطلاعات و دانشم کمتر از ان است بگويم. اين است که:
عماد جان این مطلب نيز مانند مطالب قبلي زيبا و جذاب بود و هنوز نکاتي جنجالي در ان وجود دارد !!؟؟
عماد جان من هم از سانسور و فيلتر کردن وبلاگ دوستت ناراحت شدم اما نکته اي قابل توجه در نوشته شما بود و ان هم اين خبر ناراحت کننده را به نمادي از شادماني بدل کردی و ان را تبريک گفتي ؛ جاي تعجب دارد که از بين رفتن رسانه و راهي براي بيان عقيده اين دوست عزيز جاي تبريک داشته باشد ؟!
يا بهتر است اينگونه پيامم را انتقال دهم :
چرا جوي بر هم سن و سالان من حاکم شده است که مسدود شدن سايت يا وبلاگشان و يا دستگيريشان را لوحي افتخار مي دانند و ان را قاب می کنند و بر سینه شان اویزان می کنند؟؟؟
ايا واقعا افتخار دارد که با نشناختن حدود و موقعيت حاکم بر جامعه با يک تند روي موجب بسته شدن و غير ممکن شدن محلي براي بيان ديدگاههاي خود شويم. نمی دانم شاید من به اشتباه افتاده ام اما انچه که می دانم این افتخارات لحظه ای است و موجب بروز مشکلاتی عدیده می شود که گمان نمی روند موجب خرسندی شود .
البته ذکر چند نکته نيز ضروري است :
1-اين امر نبايد موجب خودسانسوري و ترسي بي معني شود . ما می توانیم با شناخت حدود خود عقایدمان را مطرح کنیم
با درک اين موضوع که با مسدود شدن يک وبلاگ در واقع يک نوسنده و يک رسانه و يک عقيده مسدود مي شود مي توان موضوع را با اهميتي بيشتر جلوه داد و ان را نارحت کننده توصیف کرد اما انچه که مهم است درک واقعيت هاي جامعه است تا نوشته ای موجب صدمات روحي و جسمي به نويسنده اي نشود و بايد بگويم که با زيبا و افتخار آميز نشان دادن اين پديد ها نمي توان حقيقت انها را زير سوال برد.
سانسور ، فيلتر ، ترور ، زندان ، تبعيد و ..... همگي وجود دارند !!!!!!
سلامي چند باره
فکر مي کنم با پايان فصل امتحانات ، وبلاگ و وبلاگ نويسي رونقي دوباره گيرد.
اما اين موضوع براي من صدق نخواهد کرد ؛ زيرا من تابستان به علت شرايطي که دارم مجبور به زندگي در يکي از شهرهاي اطراف قم هستم .اين شهر با قم حدود 75 کيلومتر فاصله دارد بسيار جالب است و تصميم دارم در ان کارهايي انجام دهم که اگر ممکن بود گزارشي از ان را در وبلاگم مي نوسيم !!!
يکي از موضوعات جالب اين شهر که سکونت در ان قدمت زيادي دارد اين است در اين شهر روزنامه توزيع نمي شود اما جالب است که جوانان ان از اينترنت استفاده کي کنند !!!!
واقعا هنگامي که متوجه اين امر شدم کلي تعجب کردم و تا حدودي نفوذ اينترنت و نياز امروز بشر را به اينترنت درک کردم !؟!؟!؟
حال و هواي امتحانات اغلب وبلاگ ها را تحت تاثير قرار داده چه مستقيم و چه غير مستقيم :
عده اي که هرروز مطلب مي نوشتند اما حالا ساکتند؛ اینها نشانه شروع امتحانات است عده اي نيز به روشني در مطالبشان اوده اند و حتي پستي به ان اختصاص داده اند به هر حال من هم خودمو از شدت حسادت عقب ننداختم و اعلام مي کنم .......
....بالاخره اين امتحانات خسته کننده ؛ تمام شد !!!!
امتحانات من تمام شد و امتحان خيلي هاي ديگه شروع شد ؛ اميدوارم ديگران امتحانات شان را خوب بدن اما من مي دانم که امسال خيلي بد دادم ؛ ديگه اين امتحان اخري که امروز بود در حد افتضاح دادم .
اخر من به چند دليل امتحانامو نمي تونم خوب بدم اوليش که تنبلي و دوميش هم اينه که خيلي از تقلب کردن مي ترسم يه وقت فکر نکنيد دوست ندارم؛ نه اتفاقا خيلي دوست دارم؛ اما مي ترسم !!!؟؟؟
اگر بتونم اين ترس و بزارم کنار فکر مي کنم امتحانام بهتر بشه !!!
به این مطلب توجه کنید.
دستگيري چند نفر وابسته به عوامل بيگانه در راستاي حوادث و بمبگذاري هاي اهواز 23/7/1384 منبع
اشرار در سيستان وابسته به بيگانگان بوده اند 27/12/84 منبع
اتهام جهانبگلو ارتباط با عوامل بيگانه است 16/2/85 منبع
در نهايت موضع گيري ديروز وزير کشور مبني بر نقش و نفوذ عوامل بيگانه در تبريز همه نشانه نگاه دولتمردان ما به حوادث داخلي است 9/3/85 منبع
مقامات دلايل حوادث فوق را عوامل بيگانه مي دانند ،البته فقط به موارد بالا محدود نمي شود و اخبار بسياري مبني بر حضور بيگانگان در حوادث داخلي ايران است ،اما آيا به راستي تمامي دنيا نيرويي خود را براي ايجاد تنش در ايران بکار گرفته است ؟
حتي با وجود اينکه بيگانگان نقش افرين اينگونه حوادث باشند ،دولت و نيرهاي اطلاعاتي امنيتي وظيفه تامين امنيت را دارند.وجود عناصر بیگانه کوتاهی آنها را توجیه نمی کند !!!
مردم تقصيري ندارند تا امکانات و عزيزانشان را به دليل قصور عده اي از دست بدهند !؟
مردم خواهان امنيت هستند!!!
اما ايا واقعا راهکاري براي تميز دادن اين حوادث بر نقش عناصر بيگانه يا داخلي وجود دارد؟
اگر معتقديم بيگانگان بر بينش مردم تبريز و اذري زبان تاثير گذاشته اند که موجب گرديده انها به تخريب اموال عمومي بپردازند ،پس چه گروهي و نيرويي باعث شد که 2 روز پيش همين مردم راهپيمايي وحدت سر دهند و شعار همبستگي ملي دهند ؟!
واقعا اين تناقض که در کمتر از 72 ساعت است ناشي از چيست ؟ آيا نمي تواند ناشي از جو زدگي مردم و غير عقلايي بودن رفتار آنها باشد ؟ مردمي که 2 روز گذشته از آنها به خاطر شعورشان در راهپيمايي وحدت از سويي تلويزيون تقدير مي شود ديروز از سويي يکي از عاليترين مقامات کشور متهم به فريب خوردن و نفوذ افکار بيگانگان بر آنها مي شوند ؟!!
سوال اساسي که مطرح است اين است که واقعا چه راهکاري براي مقابله با اين گونه حوادث داخلي که فقط مربوط به اقليت ها نمي شود ولي به روشني وجو دارد و نمي توان آن را منکر شد وجو دارد ؟
به نظر من :
1-سعي نکنيم با مقصر شناختن بيگانگان شانه از زير مسئوليت هایمان خالي کنيم.
2- توجه به گسترش صنوف و تشکل هاي مربوط به اقليت و غير اقليت براي بيان خواسته هايشان
3-اشنايي مردم با پارلمان و راه هاي برقراري ارتباط با نمايندگان پارلماني شان براي بيان خواسته هايشان
4-بي طرفي نهاد هاي اطلاع ساني و جلوگيري از سانسور خبري
5-آشنايي مردم با حقوق قانوني خودشان
6- ايجاد فضاي مناسب و متعادل براي اطلاع رساني گروه هاي اقليت
7-تقويت بنياد هاي فکري عمومي جهت کاهش جو زدگي
8-...
با تشکر
خبر در گذشت پدر احمدی نژاد
خبر در گذشت پدر رئيس جمهور ( احمدي نژاد ) موجبات تاسف اينجانب شد .همانطور که در پست هاي قبل نيز گفته بودم من واقعا و بدون اغراق نسبت به اين گونه اخبار احساس ناراحتي مي کنم !!!
البته بي شک تاسف اين خبر برابر تاسف و تاثر ناشي از خبر در گذشت پدر يکي از عزيزترين دوستانم که همچون برادر به من نزديک است نمي باشد.اما در هر صورت .....
هر چند که وجود نقطه نظري مشترک بين من و احمدي نژاد بسيار بعيد به نظر مي رسد و سراسر وبلاگم آکنده از انتقادهاي تند و آرام در مقابل احمدي نژاد است که ان هم لازم است بدانيد از سر دلسوزي و ميهن پرستي است نه دشمنی و ....
اين پيام نه از نگاه سياست بلکه از ديدگاه انسانی که در کره ای خاکي زندگي مي کند و در لحظه تدوین مطلب فوق حساسیتی جهت حمايت از اصلاح طلبان يا اصول گرایان ندارد و این تقسیم بندی های سیاسی نمی تواند سرشت ایرانی و همدردی انسان ها را از او بگیرد و فقط به عنوان يک انسان و همنوع ،اين مصيبت وارده را تسليت مي گويم !!!
بامداد لاجوردی
۹/خرداد/۱۳۸۵
در مجلس قانون گذاري؛ قانون اساسي زير سوال رفت !!!!
رئيس جمهور کشورمان ،محمود احمدي نژاد ديروز در نطق خود از تريبون مجلس که مناسبت صدمين سالگرد مشروطيت و پايه ريزي نهادي قانونگذار در ايران برگزار مي شد قانون اساسي را زير سوال برد !!!
ايشان که در فرازي از سخنان خود به نقش آذربايجاني ها در ايجاد نهادهاي قانون گزار اشاره کرد و نيز بخشي را به حوادث اخير آذربايجان اختصاص داد .و پيام خود را بدين گونه به گوش مردم رساند
منبع سخنان (( جسارت يك انسان جاهل و يا وابسته نميتواند به اين عظمت خدشهاي وارد كند، تاريخ معاصر مكرر خباثت دشمنان و در مقابل هوشمندي و بيداري مردم آذربايجان را با افتخار ثبت كرده است))همانطور که مي دانيد مانا نيستاني 6 روز ي است که آسمان را فقط مي تواند در زمان تنفس زندان ببينيد!؟__ بايد توجه داشت علاوه بر قوانين بين المللي قوانيني داخلي نيز وجود دارد که براي زندانيان قاتلان و تروريست و ...حقوق قائل شده اند و احترام به حقوق آنها را مهم مي دانند __ ولي اين در حالي است که شخص دوم مملکت از ديدگاه قانون او را جاهل و وابسته مي خواند که بيان اين موضوع حتي از سويي اشخاص ديگر زير سوال برنده اصل 39 قانون اساسي است که قانون گذار آن را در بخش حقوق شهروندي اورده است ، بدينگونه بيان مي کند ( هتک حرمت و حيثيت کسي که به حکم قانون دستگير ، بازداشت، زنداني ، تبعيد شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است ) بي گمان نيازي به شرح و تفسير براي اثبات هتک حرمت و.. از سوي سخنور نيست .
نکته ديگر واژه وابسته است که براي بيان اين اتهام در يکي از رسمي ترين مجامع قانوني کشور نياز به اثبات ان توسط مراجع ذي صلاح{دادگستري و قضائيه} مي باشد که تا آنجا که من پيگيري کرده ام اينگونه نبوده است !!؟؟؟
در هر بعيد به نظر مي رسد هموطنان آذري زبان موافق برخوردهاي زننده با مانا نيستاني باشند. هنرمند و روزنامه نگار عزيزمان که دچار لغزشي غير عمد شده است؛ و قطعا قلم و رنگ او در انتقال پيام با او ياري نکرده است که اشتباهي در انتقال پيام صورت گرفته است اميدوارم از اين اشتباه با گذشت خود چشم پوشي کنيد !؟!؟!