تبليغاتX
گفتنی
بیان نظر شخصی پیرامون مسائل مختلف جامعه

 

- واقعا آقاي ......  چه جراتي داشته  تو اين سن (22) سالگي زن گرفته !!
من که همچين جراتي ندارم ؛ 25 سالگي رو سن مناسبي براي ازدواج مي دونم ؟!

- نه اشتباه نکرده ؛ آخه اون کار و کاسبي داره آدم اگر کار و  پول داشته باشه 19 ساگلي هم زن بگيره مشکل نداره ...
- ...
- ...

زماني که  گفت و گوي فوق را مي خوانيد احتمال اينکه ان را تخيلي بدانيد نزديک به صفر است  زيرا از اين قبيل گفت و گو در ميان مردم امري متداول مي باشد .
اما نمي دانم از جانب شما اجازه دارم برداشت خود را بدين صورت مطرح کنم؟
بين ازدواج مرد و سرمايه او رابطه اي تنگا تنگ وجود دارد و يک مرد براي داشتن زندگي موفق با همسر خود ( زن ) بايد سرمايه اي  داشته باشد ؛ در نتيجه زن و رفاه اقتصادي به يکديگر وابسته اند که مي توان اينگونه نيز برداشت کرد که زن ، وابسته به اقتصاد مرد است !!
نمي دانم شايد مدافعان حقوق زنان از برداشت هاي ذهني خود از همين گفت و گو ها يا موارد مشابه آن بوده است که سعي خود را بر آن داشتند که زنان را وارد عرصه هاي اقتصادي کنند تا مانع از وابستگي زنان به اقتصاد و سرمايه همسرشان شوند البته تنها بيان اين گفت و گو مدافعان حقوق زنان را به تکاپو نينداخت تا انان را وارد اقتصاد جامعه کنند زيرا عده اي از مردان در عرصه عمل نشان دادند تا از اين وابستگي زنان به سرمايه اقتصادي  در جهت سو استفاده  مي کنند .
مرداني  که نه در کرات ديگر هستند و نه مربوط به عصر پارينه سنگي مي باشند !؟ بلکه مربوط به همين عصر، همين کره  ، همين قاره ، و همين کشور خودمان مي باشند. انان در عرصه عمل  نشان دادند  که زنان هنگامي  که حقوقشان زير پا گذاشته مي شود و جدايي را تنها راه  حل خروج از بحران خود مي دانند معمولا خود در برابر دو پرسش اساس قرار مي دهند :
1- پس از طلاق در کجا زندگي  و شب و روزم را سپري کنم ؟
2-  خرج هاي زندگي را از کجا تامين کنم ؟
    علاقه مند هستم شما خود را جاي زنان بحران زده قرار دهيد و به دنبال پاسخ سوالات کذا جستجوکنيد . در ضمن اين سوال تنها سوال انها نمي باشد بلکه معمولا دو سوال ديگر هم در حوزه اجتماع  و خانواده دارند :
1- رفتار خانواده با من چگونه خواهد بود و ايا هزينه من را مي پذيرند ؟؟
2- رفتار اجتماع در برابر ازدواج مجدد من چگونه خواهد بود ؟
و اگر نتوانند براي پرسش هاي ذهن خود پاسخي مناسب بيابند منصرف مي شوند و تن به زير پا گذاشتن حقوقشان مي دهند.
حال اين پرسش براي من طرح شده است که:
 ايا باز هم مي توان براي اشتغال زنان اعمال محدوديت نمود ؟؟
با تشکر از محمد نادعلی  در جهت ويرايش مطلب 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 4:57  توسط بامداد لاجوردی  | 

بررسي بلاگرهاي فارسي زبان بلاگفا
بدون شك همه ما از فوايد اينترنت آگاهيم؛ بسياري از رسانه ها هر روز بخشي از مطالب خود را به بيان فوايد اينترنت اختصاص مي دهند.
رشد روز افزون اينترنت شايد به دليل امكانات متنوعي است كه در اختيار كاربرانش قرار مي دهد و در حقيقت اين رسانه را نسبت به ساير رسانه هاي موجود مانند روزنامه، تلويزيون و ... برتري مي دهد.
امكاناتي كه به هر شخص با هر سن، جنس،رنگ، موقعيت جغرافيايي، طرز تفكر  و ... اين مجال را مي دهد تا تنها با اتصال به اينترنت در اين شبكه حضور يابد.
نمونه اي از اين امكانات وبلاگ ها هستند. فضاهايي رايگان و شخصي تا هر فرد بتواند عقايد، تصوير، صدا و هر آنچه را كه دوست مي دارد به مخاطبش ارائه دهد. امروزه بلاگ به ابزاري تبديل شده تا هر شخص آنچه را كه در هر  لحظه به ذهنش مي رسد به سادگي عنوان نمايد.
نخستين وبلاگ توسط تيم برنرزلي - مخترع وب -  در سال ۱۹۹۹ با آغاز به كار Pitas (نخستين سرويس ارائه دهنده وبلاگ به صورت رايگان) ايجاد شد؛ درآگوست همان سال شركت پايرا، سرويس بلاگر را براي استفاده عموم به وجود آورد.
ديري نپاييد كه اين ابزار در سال ۱۳۸۰ (2001-2000) وارد ايران شد. وبلاگ را سلمان جريري براي اولين بار با قالبي فارسي بر روي اينترنت قرار داد.
عطشِ استقبال از وبلاگ در ايران به قدري بود كه تنها با گذشت يك سال شمارگان بلاگ هاي فارسي زبان از مرز ۱۵ هزار وبلاگ گذشت.
اين رشد شمارگان باعث شد، بلاگ هاي فارسي بعد از انگليس، پرتغال، لهستان به چهارمين وبلاگ پرشمار جهان تبديل شوند.
اما اكنون آنچه اعداد از وجود بلاگهاي فارسي نشان مي دهند؛ بيانگر راه اندازي ۷۰۰ هزار وبلاگ فارسي ثبت شده در ميان ۱۰۰ ميليون وبلاگ جهان است كه تنها ۱۰۰ هزار وبلاگ فارسي زبان در ميان آنها فعال مي باشد.
آنچه در اين مطلب بدان پرداخته خواهد شد؛ تاريخچه تفصيلي وبلاگ نيست؛ زيرا تمامي مطالب ذكر شده را به راحتي و به طور كامل مي توانيد با كمك موتورهاي جستجوگر، در كمترين زمان ممكن بر روي صفحه نمايشگر (مانيتور) در منزل يا محل كار خود مشاهده نماييد.
شايد به هنگام شنيدن رقم ۱۰۰ هزار وبلاگ فعال فارسي، لبخندي تلخ بر لبان شنونده نقش بندد؛ لبخند از آن جهت كه به حضور پوياي ايرانيان در اين عرصه بزرگ و البته نوپا افتخار كنيم و تلخ بدين منظور كه اقتضائات محيطي وتصميم گيري هاي سياسي و فرهنگي بر  آنچه كه نويسندگان اين وبلاگ ها ارائه مي كنند بي تأثير نبوده  و به همراه آن كمتر با بيشتر از ۱۰۰ هزار مخاطب آنها از انحراف و جهت گيري هاي فوق تأثير مي پذيرند و زنجيره وار، اين اثر پذيريِ مثبت يا منفي بر آنهايي كه نمي توانند خود وارد عرصه اينترنت شوند ، اعمال مي شود.
لازم به ذكر است كه هدف از بيان مطالب فوق زير سوال بردن آزادي بيان در محيط بلاگ نيست؛ بلكه هدف، به نقد گذاشتن اهميت ارقامي است كه نشان مي دهد، نويسندگان، نوع مطالب وبلاگ خود را بر اساس موضوع انتخابيشان تغيير مي دهند.
آمارهاي حاصل از بررسي ۲۷۰ وبلاگ كه به شيوه تصادفي از ميان وبلاگ هاي دسته بندي شده سياسي، علمي بلاگفا (يكي از سرويس دهنده هاي وبلاگ در ايران) انتخاب شده، نشان مي دهد كه در وبلاگ هاي سياسي ۷/۴۴% از لوگوهاي حقيقي كه ابزاري جهت معرفي ديدگاه نويسنده وبلاگ مي باشد استفاده كرده اند اما ۰۵/۳۷ از اين ابزار استفاده غير واقعي داشته اند ؛يعني درك ديدگاه نويسنده توسط مخاطب به دليل غير حقيقي بودن لوگو نا ممكن بوده است. لازم به ذكر است اين درصد  مربوط به بلاگ هايي است كه در لوگوي خود، تصوير و متن هاي غير مرتبط به مسائل سياسي استفاده كرده اند.
۱۸/۲۳% از وبلاگ هاي باقيمانده،از اين ابزار استفاده نكرده اند اما همين بررسي در وبلاگ هاي دسته علمي (علوم پايه) كه بي ارتباط مسائل سياسي است ، نشان مي دهد؛  ۵۹ درصد از لوگوهايي بهره برده اند كه مي توان با توجه به آن هدف از ايجاد وبلاگ و نظريه يا دانشمند مورد علاقه شان را تشخيص داد و ۲۴% لوگويي را بكار برده اند كه هدف آنها از ايجاد وبلاگ هاي علمي مشخص نشده است و در نهايت ۱۷% عدم استفاده وبلاگ نويسان عملي از لوگو، تنها نتيجه نزديك به وبلاگ هاي سياسي است كه حاصل آمده است.
از سويي در ميان وبلاگهاي سياسي ۵۲/۵۳% از نويسندگان، تمايلي براي ذكر نام كامل خود نداشتند و در اين ميان تنها ۴۷/۴۶% نام خود را به صورت كامل درج كرده اند؛ همچنين در ميان وبلاگهاي علمي ۳۲% داراي نام كامل و در ۶۸% باقيمانده، نويسندگان از ذكر نام خود امتناع نموده اند.

از آمار و ارقام فوق نتايج متعددي حاصل مي آيد كه برخي از آنها به اختصار از نظر مي گذرد:
اين اختلاف ۱۵% درصدي لوگوهاي علمي و سياسي شايد نشان دهنده برتري وبلاگ نويسان علمي در مشخص بودن خط فكريشان نسبت به نويسندگان بخش سياسي است و مهر تأييد ديگر بر بي ميلي نويسندگان بخش سياسي به ذكر جهت فكريشان است كه مي توان براي اين تفاوت دلايل زير را متصور شد:
نويسندگان وبلاگ هاي سياسي يا خط فكر مشخصي ندارند و يا تمايلي براي ابراز آن به طور روشن نشان نمي دهند تا مخاطبان نتوانند، آنها را بر اساس تناقضات موجود در مطالب و معيارهاي ذكر شده در خط فكريشان مورد سؤال قرار دهند.
با اين وجود هنوز اين سؤال بي پاسخ مي ماند كه چرا حداقل ۳۷% از نويسندگان در دو بخش علمي و سياسي، انگيزه و هدف مشخصي از ايجاد وبلاگ خود ندارند؟ نتايج بدست آمده از مقايسه درصدي وبلاگهاي سياسي و علمي نسبت به لوگوهاي حقيقي و غيرحقيقي و همچنين درج نام يا خودداري از آن بدين شرح است:
نويسندگان وبلاگ هاي سياسي كه لوگوي آنها حقيقي بوده است ولي نام خود را درج نكرده بودند 47/۶۴% از جامعه آماري را تشكيل داده اند و در واقع بيش از نيمي از نتايج محيط مورد بررسي را شامل مي شوند. نتيجه همين بررسي در بخش وبلاگ¬هاي علوم پايه برابر ۱۱/۲۷% است؛ که از كنار اين اختلاف ۳۳ درصدي وبلاگهاي سياسي و علمي نمي توان به راحتي گذشت! زيرا نشان مي دهد بخش اعظمي از نويسندگان سياسي كه از يك تفكر مشخص طرفداري مي كنند تمايلي به شناخته شدن و ذكر نام كاملشان ندارند.
در نهايت ۸۸/۷۲% و ۵۲/۳۵% از وبلاگ هاي به ترتيب علمي و سياسي داراي لوگوي حقيقي و نام كامل
مي باشند.
در قسمت لوگوهاي غيرحقيقي ۶/۷۴% در بخش سياسي ۳/۳۳% در بخش علمي بدون ذكر نام بوده اند اين در حاليست كه در همين قسمت ۳۹/۲۵% و ۶/۶۶% به ترتيب در بخش سياسي و علمي نام كامل خود را درج كرده اند.
در قسمت آخر به بررسي اين دو دسته وبلاگ با محوريت قياس نظرات خوانندگان در ۵ مطلب آخرشان پرداخته مي شود و به منظور درك بهتر اين مقايسه مجموع نظرات به ۴ دسته : 

۱– (۰ تا ۱۵ نظر)،۲ - (۱۵ تا ۳۰ نظر)، ۳ – (۳۰تا ۴۵ نظر)، ۴ – (از ۴۵ نظر به بالا) تقسيم شده اند و نتايج بررسي بدين شرح است:

مجموع نظرات ۵ مطلب آخر از :
دسته اول (۰تا ۱۵ نظر) ۸۲/۶۸% وبلاگ هاي سياسي و ۷۵% وبلاگ هاي علمي.
در دسته دوم (۱۵ تا ۳۰ نظر) ۱۱/۱۴% وبلاگ هاي سياسي و ۱۲% وبلاگ هاي علمي
در دسته سوم (۳۰ تا ۴۵ نظر) ۸۸/۵% وبلاگ هاي سياسي و ۴% وبلاگ هاي علمي
و در دسته آخر (از 45 نظر به بالا) ۱۷/۱۱% وبلاگ هاي سياسي و ۹% وبلاگ هاي علمي را تشكيل مي دهد.
و اما در آخر ۲۳/۱۶% از وبلاگ هاي سياسي و ۱۴% از وبلاگ هاي علمي ۵ مطلب آخرشان بدون نظر بوده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 0:59  توسط بامداد لاجوردی  | 

 علوم  مربوط به حوزه های انسانی ،همگی سعی بر شناخت خودمان دارند؛ شناخت بشر

عالمان این علوم برای نظم بخشیدن به تحقیقی و ایجاد حوزه ای مشخص برای جامعه مد نظرشان ، مردمان را به طبقات مختلف تقسیم می کنند .

طبقاتی که با عنوان کارگری و سرمایه داری  و ... معرفی می شوند و هریک مفاهیمی را به همراه خود برای شنونده می آورند .مفاهیمی که حاصل سال ها بررسی و تحقیقات میدانی محقق می  باشد .

طبقاتی که شاید حضور در آن تجربه ای لذت بخش برای علاقه مندان پدید آورد.یکی از آن طبقه ها طبقه  کارگر می باشد.

کارگران از طبقاتی بودند که در سال های گذشته به طور  گسترده و جهانی و خاص مورد توجه محققان قرار گرفته اند که نتیجه آن شناخت بهتر این طبقه و ایجاد قوانین و سازمانهای مختلف (ILO)  جهت رفع نیاز های این طبقه شده است .

اما در جامعه ما به علت نبود سازمانی مشخص به منظور اعلام خواست های این قشر مفید موجب شده است که تصورات شناخت کارگران به عنوان قشری فقیر به حقیقیت به پیوندد.

انسان هایی که به ناچار در کنار بوی بد فاضلاب منطقه سکونت شان ، حرکت شبانه روزی قطار های نزدیک خانه ، خانه های کوچک ، نبود امکانات بهداشتی و درد عضلات تحلیل رفته شان به خواب می روند !!!

مطالب بالا خواب و خیال نیست شاید تنها چند کیلومتر با کامپیوتری که شما توسط ان به جهان متصل هستید فاصله داشته باشد !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 14:22  توسط بامداد لاجوردی  |