تبليغاتX
گفتنی
بیان نظر شخصی پیرامون مسائل مختلف جامعه

صحبت از مرگ نکنيد ، زندگي زيباتر است !!!
فردا روزي خوبي نخواهد بود . روزي که مردم ايران زمين، همان مردماني که صلح دوستي و گفت و گويي تمدن و اديان و مذاهب و… آنها در جهان  شهرت دارد ؛ خواستار پايان زندگي بر انسان هايي ديگر خواهند شد که تنها چون بر ما هستند بايد فنا شوند !!!
فردا روزي است  که مردم مانمان بازيچه در انحصار اخبار و تحليل هاي راديو و تلويزيون قرار مي گيرند و شعار مرگ سر مي دهند؛ روزي که انسانها فقط سياه و سفيد ديده مي شوند؛يا مرگ يا زندگي ؛

 برای اسرائل، برای صلح

    یا از ما و یا بر ما ؛
 فردا روزي است که جهانيان صداي مرگ را از هموطنانمان مي شوند و گمان مي برند اين تنها پاسخ , به مخالفانمان است ( مرگ) ...
فردا همان روزي است که پرچم ها , آتش زده مي شوند  تا به استقلال ،  وطن دوستي و مقدّسات ميليون ها شهروند آتش زده شوند . آتشي که بر قلب انسانهايي زده مي شود که خود بازيچه سياست سياستمداران خود واقع شده اند.
فردا روزي است که انسانها را متهم مي کنند به اسرائيلي بودنشان به انگليسي و آمريکايي بودنشان ؛ اتهامي که نه به دليل اختيار بلکه به دليل جبر طبيعت است ؛ اتهامي که ممکن بود با تولد ما در آنجا , خود زير چوبه ي آن مي رفتيم !!!
زندگي زيباست؛ زيباست چون تفاوت ها آن را زيبا کرده است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 19:46  توسط بامداد لاجوردی  | 

نگاه امنيتي به اطلاع  رساني
    شايد در ابتدا شنيدن خبر ممنوعيت استفاده از اينترنت پر سرعت براي من بيشتر به يک شوخي و يا حتي شايعه جلوه مي داد . اما امروز با درج خبر در روزنامه ها و در وب سايت اطلاع رساني فناوري اطلاعات ، مهر تاييدي بر حقيقي بودن اين مطلب زده شد .
    هر چند که هنوز به شکل رسمي علت اين حرکت روشن نمي باشد و مسئولين از ذکر دلايل خود امتناع نموده اند و ان را به بعد از ايام شهادت حضرت علي موکول کرده اند ؛ اما انچه نتيجه ديدگاه فوق خواهد بود  افت کيفيت تحقيقات و بار علمي جامعه علمي  کشور، ناشي از کلافگي از اينترنت هاي با سرعت پايين خواهد بود .
البته ديدگاه بالا ممکن است در ابتدا درست به نظر رسد اما آنچه که موضوع را به گونه اي ديگر مي کند بخشنامه اي است که در ان علاوه بر محدوديت در ارائه اينترنت پر سرعت ؛ در ان محدوديت در ارايه پهناي باند بالا را نيز خواستار شده اند . رفتاري که موجب خواهد نگاه ها به موضوع به شکل امنيتي شود !!!

البته برای درستی ادعای فوق می توان به اعمال محدودیت توسط دولت و توزیع  کننده خوانده شدن شرکت ها اینترنتی نوعی نگاه تامل بر انگیز نسبت به شرکت های خصوصی و مراکز ازاد اطلاع رسانی ایجاد می کند ؟!

مرتبط :۱-سنگاپور اینترنت ژر سرعت را رایگان عرضه می کند.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 19:49  توسط بامداد لاجوردی  | 

هنگامي که به مدرسه نمي رفتم ، گمان مي کردم بي انگيزگي اطرافيان از درس به دليل تنبلي و .. خودشان مي باشد و هر آنچه را از بدي هاي مدرسه مي گويند همگي وهم و خيال است زيرا هر بار که اسم مدرسه را مي شنيدم پس از سرود (( باز آمد بوي ماه مدرسه *** بوي شادي هاي ….)) در ذهنم مي چرخيد و تصوري بهشت برين از مدرسه داشتم .

گریه های کودکانه برای حضور در مدسه همگی شور شوقی را برای مدرسه رفتن نشان می داد !!!
اما چه بسا زمین هفتمين چرخش خود را در طول حيات من به دور خورشيد رقم زد و مجال براي حضور در بهشت خيالي پديد آمد.
روز اول برايم بسيار شيرين و از حضور در مدرسه لذت مي بردم و اين لذت با اهداي شاخه گلي ، شادي مضاعف را درونم پديد آورد !!!
از روز دوم ماجرا بگونه اي ديگر بود ؛ صداي خسته و چهره خشن معلم ، صندلي هاي کهنه شيريني رياضي را گرفت و حرکت سخت گچ بر روي تخته زبان روان فارسي را ثقيل کرد .
اگر بگويم از دوران ابتدايي و راهنمايي خاطره اي خوش ندارم ، دورغ نگفته ام .

 دوراني که شب و روز را با استرس سپري مي کردم و شيرين سپري کردن ساعتي در پارک همراه خانواده برايم تلخ مي شد زيرا ترس ديدن معلمم در پارک و بر ملا شدن دورغ ساعت نه شب خوابيدنم مرا رنج مي داد .
نمي دانم چرا از کودکي برايم سوال بود چرا کودکان را خالص مي دانند و بزرگان را ريا کار ؟ همان پرسشي که امروز به پاسخش دست يافتم ؛ کودکاني که بيش از ۸ سال مي آموزند بدون وضو نماز بخوانند تا هديه بي ارزش از معلمشان بگيرند اناني که در اين سال ها آموختند بايد هر آنجور که معلمشان مي خواهد فکر کنند . معلماني که حتي براي دلايل کودکانه ات هم ارزشي قائل نمي شدند و تنها پاسخ به ذهن کنجکاو کودکانه ات حقير کردنت بود .
بعيد به نظر مي رسد بتوانم نمره ۱۱ اي را که فقط به خاطر بيان نظر شخصي و انتخاب پاسخ ثروت در پرسش ( علم بهتر است با ثروت ؟) ؛ نمره اي که بي شک معلمي که از غم نان ساعت ها به تدريس مي پردازد به خود نخواهد داد و تنها آن را براي کودک ۱۱ ساله مناسب مي ديد .
در اين سال ها آموختيم چگونه مريض شويم تا بلکه بتوانيم بيشتر در کنار محيط لطيف و مهربان خانواده باشم
سال هايي که ترسيديم نظري بر خلاف دبير داشته باشيم و هم اکنون نيز مي ترسم دبيري در يازدهمين سال اين پست را بخواند و ….

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 21:6  توسط بامداد لاجوردی  |