<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گفتنی </title>
<link>http://goftani.blogfa.com/</link>
<description>بیان نظر شخصی پیرامون مسائل مختلف جامعه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 13:46:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مسئله : قدرت، مجازات، اختیار</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در زمان دولت نهم، جامعه دانشگاهی با مفاهیم و اعمال مجازاتهایی روبرو شد که تا قبل از آن اگر بیسابقه نبوده باشد کم سابقه است.&lt;BR&gt;دولتیان که همواره اعمال محدودیت را اختیار قانونی خود و مدیریت مجموعه های زیر دست خود میدانستند، سعی بر اجرای آن با سرعت و جدیت خاص خود داشتند. روشن است هیچ یک از اعضای دانشگاه خواهان بی قانونی نیستند و نخواهند بود اما جریان اعتراضها به اجرای این چنینی محدودیت ها زمانی صورت گرفت که اغلب این مجازاتها تناسبی با جرم صورت گرفته نداشتند و حتی به عقیده برخی اصلاً جرمی صورت نگرفته بوده که نیازمند مجازات باشد. مسئولین از کلی گویی های قانون استفاده کردند و اهداف خود را از این طریق دنبال کردند؛ برخی از این اقدامات مانند محرومیت و تعلیق دانشجویان، وارد فضای رسانه ای شد؛ در حالی که برخی دیگر به مانند اخراج دانشجویان غیر بومی از خوابگاه به رسانه ها کشیده نشد.&lt;BR&gt; اخراج دانشجو شاید یک اختیار قانونی باشد؛ اما قانونگذار این اختیار را درباره کسانی که دارای رفتارهای خلاف شئون اجتماعی می باشند تنظیم کرده است، نه برای دانشجویان فعال سیاسی و اجتماعی. نگاه دولت به دانشجویان عمدتاً قیم مابانه و ارباب گونه بوده است؛ بی توجه به آنکه دولت موظف به تأمین خوابگاه و مکانی امن برای دانشجویان است و اجازه ندارد از آن به عنوان ابزاری برای اعمال فشار به آنها بکارگیرد. &lt;BR&gt;این مقدمه برای رسیدن به خبری بود که این روزها همه را به دنبال خود می کشاند. طی چند روز گذشته مجلس شورای اسلامی طرح &lt;STRONG&gt;هدفمند کردن یارانه ها &lt;/STRONG&gt;را تصویب کرد؛ لزوم هدفمند شدن یارانه ها مانند لزوم اجرای قانون را کارشناسان دو طیف سیاسی ایران می پذیرند اما اختلاف نظر در چگونگی اجرا، ابعاد و نتایج این اختیار قانونی است  و البته تجربه این اختلاف نظر، در چگونگی صرف سرمایه های صندوق ذخیره ارزی و عدم پاسخگویی مسئولان در اذهان باقی مانده است. همانگونه که گفته شده شد به نظر می رسد نگاه دولتمردان به حقوق و امکانات مسلم مردم نگاه خاصی است؛ مثلاً همواره در این سالها این سوال بی پاسخ مانده است که آیا به صرف ابراز ارادت و ارسال نامه باید از کمک های ریاست جمهور بهرمند شد؟ مگر رئیس قوه مجریه طبق قانون رئیس جمهور همه ملت ایران -فارغ از گرایش فکری- نیست؟ &lt;BR&gt;نکته بحث برانگیز لایحه دولت و مصوبه مجلس این است که نتیجه انتقال این حجم قابل توجه از سرمایه متعلق به مردم به صندوقی که نظارت آن را دولتمردان بر عهده دارند چه نتایج و تبعاتی را دربرخواهد داشت؟ آیا به ابزاری برای اعمال محدودیت تبدیل نخواهد شد ؟ روشن است که تجمع این ثروت عظیم میتواند قدرتی به دولت بدهد و به یک امر چالش برانگیز برای جریانها و فعالان سیاسی و اقتصادی و ...تبدیل شود. &lt;BR&gt;فعالان، همواره با این واهمه روبرو هستند که به دلایل غیرموجه از حقوق و -در این جا -از یارانه هایی که تا دیروز حق مسلم و غیر قابل سلبشان بوده، محروم گردند لذا برای حفظ حیات اقتصادی خود از فعالیت فکری صرفه نظر خواهند کرد. تجمع این چنینی ثروت و قدرت باعث می شود که توازن قدرت در ساختار سیاسی – اجتماعی از بین برود و نظام از اهداف مردم سالارانه خود فاصله بگیرد. &lt;BR&gt;روشن است که مسیر کشوری که جمهوری و اسلامی است نباید در جهتی باشد که چشمان مردم به مساعدتهای دولت دوخته شود و هر از چند گاهی در صفهای طویل، حاضر شوند و پس از آنکه کمک دولت را دریافت کردند، لبخندی تلخ بر لب خود ظاهر کنند و اظهار رضایت قلبی کنند تا مبادا فردا از همین حق خود نیز محروم شوند و یا مبادا با انتخاب فردی از دیگر جریانهای سیاسی و یا شخصیتهای منتقد دولت به دست خود باعث شوند، در این مساعدت ها تغییری ایجاد شود و زندگی به آنها سخت شود و در نتیجه نقد را به نسیه ترجیح میدهند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 13:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کدام فلسفه اسلامی؟</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;آینده علوم انسانی و بالاخص علوم اجتماعی دانشگاهی ایران این روزها به یکی از مهمترین چالش های فکری اهالی حوزه و دانشگاه تبدیل شده است. در واقع طرح مسئله می تواند بدین شکل باشد که علوم انسانی(بالاخص علوم اجتماعی) باید مبتنی بر فلسفه اسلامی بازخوانی و این مبنا بازتولید شوند. طرح این مباحث که پیشتر در ابتدای انقلاب نیز مطرح شده بود، باعث یک وقفه در مسیر رشد حوزه و دانشگاه شد. و بعضا موجب تصور رابطه تقابلی بین اهالی حوزه و دانشگاه شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اکنون در ذیل به دنبال یک سوال اساسی خواهیم بود؛ که اساسا ما با کدام فلسفه اسلامی می خواهیم خوانشی جدید و یا حتی تولید علمی به مثابه علم اجتماع داشته باشیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کوتاه سخن آنکه در یک نگاهی گذرا و اجمالی به سیر اندیشه و فلسفه اسلامی ما همواره با افول فلسفه اسلامی بالاخص در دروان معاصر- بعد از انقلاب اسلامی - مواجه بوده‏ایم. فلسفه اسلامی که حیات خود را در آغاز، از خوانش‏های جدیدی از  فلسفه یونانی آغاز کرد؛  بدون اینکه به تخطئه این جریان بپردازد؛ در نهایت به جایی رسید که در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، خود صاحب جریان فکری شد؛ اما این رشد با افول تمدن اسلامی کاهش پیدا می‏کند و معدود متفکری پس از آن دیده می‏شود؛ مثلا یکی از جریان سازترین فیلسوفان اسلامی معاصر-بعد از انقلاب مشروطه- را می توان آیت الله سید محمد حسین طباطبایی(زادهٔ ۱۲۸۱ ه.ش.- درگذشتهٔ ۱۳۶۰ه.ش.) اشاره کرد که به خوانش آثار ملاصدرا پرداخت و البته خود به نوعی صاحب جریان شد؛ در کنار ایشان حضرت امام خمینی(ره) دیده می‏شود که علاوه بر ایجاد جریانی نوین در حوزه‏های علمیه توانست شاگردانی چون شهید مطهری و جوادی آملی‏، نوری همدانی، مصباح یزدی و غلامحسین دینانی و بسیاری دیگر از روحانیون و بزرگان صاحب فکر و منصب امروز اشاره  نمود. اما یک گسستی فکری در حوزه های علمیه بعد از انقلاب اسلامی آغاز می‏شود؛ که دیگر نه تنها کسی نمی تواند جریان سازی‏ای در فلسفه به مانند علامه طباطبایی و امام خمینی داشته باشد، بلکه سیستم از پرورش قاریانی به مانند مرتضی مطهری نیز ناتوان دیده می‏شود و در واقع وارثانی از دانش گذشته بجا  نمانده است. از بین رفتن چهره‏هایی حتی به مانند مطهری-که تنها قاری فیلسوفان گذشته بود- جریان های فکری را با این نقیصه مواجه می‏کند که حوزه‏ های فکری و فلسفی اسلامی- ایرانی در  هضم و تحلیل جریان‏های روز دنیا به مانند چسیتی و فلسفه فمیسنیم ،گسترش ارتباطات ،تکولوژی و ... با مشکل مواجه شده اند. عدم انتشار مقالات و نوشته‏های موثر نشان از این خلاء در حوزه‏های عملیه است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما اکنون که بیش از سی سال از انقلاب اسلامی می‏گذرد؛ حوزه‏های علمیه ما در تولید عالمان برآمده از حوزه ناتوانی نشان داده‏اند؛ باید توجه داشت که رشد حوزه در سال‏‏های قبل از انقلاب در شرایطی بروز می‏کرد که عالمان حوزه همواره با ترس و وحشت امنیتی روبرو بودند. این ترس در حالی بود که در خود حوزه نیز پذیرش مفهومی به نام فلسفه با چالش مواجه بود؛ حال که شرایط فکری حوزویان و امنیتی برای رشد عقاید مذهبی و اسلامی مناسب شده است، ما از تولید متفکران جدید حوزوی ناتوان بوده ایم. زیرا ما در این سال‏ها حتی یک حوزوی برآمده از حوزه معاصر نمی‏بینیم؛ وتماما شاگردان بزرگانی چون امام خمینی و علامه طباطبایی بوده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لازم به ذکر است که ناتوانی در تولید علم نه تنها در حوزه وجود دارد بلکه جامعه دانشگاهی ما را نیز رنج می دهد؛ شاید یک علت کلی این نقیصه نبود آزادی و امنیت دانش برای انباشت دانش و تجربه است بدین معنی که فضا برای انباشت سرمایه های علمی و یا محک زدن دانش مهیا نشده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 13:50:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به پاسداشت کرامت انسانی </title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;ساده می گویم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاید نوشتن پستی با دیگر مصالب وبلاگ همخوانی نداشته باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما زمانی که تصویر سعید حجاریان و سید محمد خاتمی را در صفحه اول روزنامه اعتماد دیدم، حس غریبی داشتم.با خود گفتم  که این ستایش کرامت انسانی است، ستایش اندیشه و انسان بودن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; و نا خود آگاه یاد میر حسین موسوی افتادم که گفته بود:(...اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به راستی که در این راه هیچ کس شکست خورده نیست. هیچ کس.چه آنانی که تنها مشت هاشان را علیه موسوی گره کرده اند و چه آنانی که جسم سعید حجاریان را هدف گلوله ها قرار داده اند و آنانی که این روزها اصلاحات را هدف قرار داده اند. هیچ یک از آنان شکست خورده نخواهند بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 490px; HEIGHT: 274px&quot; height=407 alt=&quot;خاتمی و حجاریان&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.khatami.ir/public/frontend/gallery_files/SH880713ak1.jpg&quot; width=607 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 18:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقلیت قدرتمند!!</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;      چرا اقلیت ۳۳۳ هزار نفری ترسناک است ؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;•    لاریجانی، رئیس قوه مقننه کمتر از24  ساعت پس از مطرح شدن ادعای کروبی درباره تجاوز به زندانیان، مدعی شد اظهارات او کذب است.&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;•    هیئتی سه نفره برای بررسی ادعاهای کروبی تشکیل شد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;•    هیئت سه نفره، پس از بررسی اظهارات کروبی این اظهارت را دروغ خواند.&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;•    رئیس قوه قضائیه خواستار پاسخگویی کروبی درمورد ادعاهای خود شد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;•    محسن اژه ای در گفت گوی خبری شبکه دو به تفصیل علیه اظهارات کروبی سخن گفت.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;•    بخش خبری 20:30 ، به بررسی گفته های کروبی و رد آنها پرداخت.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;•    روزنامه های حامی دولت، خواستار محاکمه کروبی شدند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;•    روزنامه اعتماد ملی، وابسته به حزب اعتماد ملی توقیف شد.&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;•    .....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;اینهمه تکذیب، طی چند روز، در پاسخ به اظهارات فردی است که بر اساس نتایج اعلام شده انتخابات، در اقلیت محض قرار دارد و به عبارتی، مقبولیت و اعتبار ادعاهایش کم است!!&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;موضوع بحث اینست که چرا گفته های کروبی با 333 هزار و635  طرفدار، میتواند تا این حد در اذهان مردم موثر باشد، در حالی که  علی لاریجانی نماینده قم و رئیس مجلس با رأی بیش از460 هزار -در انتخابات مجلس در این استان- نمی تواند اثرگذار باشد و یا محسنی اژه ای که بیش از سه سال وزیر اطلاعات دولتی بود که خود را برآمده از مردم و دارای جایگاهی بالا در میان مردم می داند، قابلیت این اثرگذاری را ندارد؟! جناح اکثریت باید بارها به تکذیب ادعاهای سران اقلیت بپردازند تا بتوانند نظر مخاطبان را جلب کنند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;از طرف دیگر روزنامه های دولتی که خود را دارای24 میلیون طرفدار می دانند، توانایی به کرسی نشاندن حرف خود را ندارند! تناقض اینجاست که مهدی کروبی، بدون رسانه و با رأی کمتر از500 هزار در سراسر ایران باور می شود. چرا24 میلیون و نیمی که ظاهراً به جناح اکثریت اعتماد کرده اند، این اعتماد را بروز نمیدهند؟ چرا این اقلیت اینقدر مهم و تاثیرگذار است؟ اذهان عمومی به کدام طیف اعتماد بیشتری نشان داده است؛ طیف به ظاهر اقلیت اما قابل اعتماد؛ و یا طیف اکثریت و در تکاپوی جلب اعتماد عمومی؟&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;2&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;در این بخش به طرح یک پرسش خواهم پرداخت:&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چرا باید در اذهان مردم جامعه ای که قوانین اسلام در آن جاری است، این آمادگی و پذیرش ذهنی وجود داشته باشد که رخ دادن این قبیل اتفاقات ممکن باشد و محال نباشد؟ حتی اگر این ادعاها باطل و شایعه نیز باشد به واقع باید پذیرفت که وجود آمادگی ذهنی در جامعه نسبت به پذیرش شایعات غیر قابل چشم پوشی است؛ و باید ابعاد آسیب شناسانه آن بررسی شود.&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;3 &lt;BR&gt;حافظه تاریخی ما نشان می دهد همه ی آنچه که از جانب مسئولین تکذیب شده، کذب نبوده است؛ برای نمونه:&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;خبر سوء نیت معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان نسبت به یک دختر دانشجو پیچید که ابتدا همه، آن را تکذیب کردند، اما انتشار مستندات، سکوت مسئولین را شکست و معاون دانشجویی برکنار شد و ماجرا پایان یافت....&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;ارتکاب عمل خلاف عفت در دانشگاه به عنوان پایگاه فرهنگ، اخلاق و علم و در دفتر معاونت دانشجویی دانشگاه همان قدر دور از ذهن و غیر قابل پذیرش است که در زندان ها و بازداشت گاه های یک کشور اسلامی. حال وقوع یک عمل غیر اخلاقی در دانشگاه و پایگاه فرهنگ، ذهن را برای پذیرش وقوع آن در زندان های در بسته و مخوف آماده می کند.&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;4&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;در پایان می توان گفت ما با دو طیف روبرو هستیم:&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;طیفی که مورد اعتماد مردم است؛ اما در اقلیت! و مردم ادعاهایش را می پذیرند و حوزه های اخلاق و عفت را ارزشمند می دانند؛ و در طرف دیگر، سرانی که در اکثریت هستند اما به سختی اعتماد مردم را به خود جلب می کنند و برای آن تقلا می کنند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;تخریب نهادهای مورد اعتماد مردم، به طور قطع صدمات شدیدی به جامعه وارد می کند؛ اما این تخریب از جانب عده ای، نه تنها به نهادها محدود نشده است بلکه نسبت به سران درون نظام در اقلیت- اما موثر- نیز اعمال می شود؛ به این ترتیب، فردا روز مردم نه به نهادها اعتماد دارند و نه به سران درون نظام.&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;با این اوصاف، راه حل خروج از بحران و کاهش هزینه های در حال تحمیل به سیستم اجتماعی، به کارگیری نیروهایی است که مردم به آنها اعتماد دارند و حرفشان را می پذیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;درج شده در سایت &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://nimnama.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;نیم نما&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 10:16:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حق لب تاپ یا وکیل؟</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  محد علی ابطحی از چهره های اصلاح طلبی است که به شوخ طبعی شهره است؛ابطحی تاکنون بیش از 71 روز در بازداشت بوده است. وی که معاون سید محمد خاتمی و از اعضای مجمع روحانیون مبارز است در پی حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد و بعد از گذشت روزهای متمادی از اولین روز بازداشتش با خانواده اش تماسی کوتاه داشت و مابقی روزهای قبل از آن در بی خبری مطلق از وی به سر برده شد. بعد از گذشت چند روز در برابر بهت و بی خبری همگان و حتی خانواده وی، دوست داران اصلاحات چهره پریشان وی را در جلسه دادگاهش دیدند و کمی از وضعیت عمومی وی مطلع شدند. دادگاهی که حتی اجازه در اختیار گرفتن وکیل را به ابطحی نداد؛ در حالیکه داشتن وکیل، حق متهم است و قانون اساسی نیز این مهم را در خود بیان کرده است. ابطحی که تا چند روز گذشته از کمتر حقوق قانونی خود بهره مند بود و به ندرت تماس و ملاقاتی داشت؛ این روزها مرتبا وبلاگش را بروز می کند. سیاستمداران هم از جمله کسانی هستند که اگر وبلاگی بنویسند، به روز شدن آن توجهات مخاطبان سایبر را به خود جلب می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;    محمد علی ابطحی این روزها وبلاگش را در زندان به روز می کند؛ زمانی که دیدم ابطحی وبلاگش را در زندان به روز می کند به یاد نظریه ای افتادم که در آن گفته شده بود؛ با رشد رسانه ها و ارتباطات مفهوم اشتراک مکانی از بین می رود این یعنی لزومی به اشتراک مکانی وجود ندارد که شما در بانکی در تهران باشید تا بتوانید قبض تلفن خود را بپردازید و شما می توانید در اهواز باشید و از طریق اینترنت این پرداخت را انجام دهید. این یک مثال ساده شده از این نظریه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ابطحی در اولین مطلبش در زندان به طور قطع نکاتی را که به نظر خودش از همه مهم تر است ذکر کرده است که جالب توجه است؛ وی ابتدا رابطه اش را با مسئولان زندان از بازجو تا دیگران را خوب توصیف می کند تا حدی که ابراز می کند که به وی اجازه می دهند با لب تاپ شخصی ای، که در دوران بازداشتش در تفتیش از  خانه اش آورده بودند بتواند، وبلاگش را به روز کند!!  ابطحی آورده است که بر حرف های دادگاهش مصر است و می نویسد انتخابات سالم بوده است. وی در دومین مطلبش هم بر این امر اصرار می ورزد و می گوید: &lt;I&gt;(&lt;/I&gt;&lt;I&gt;هیچوقت هم اعتراف در زندان را قبول نداشتم و بارها علیه این کار مطلب نوشتم. من در دادگاه استدلال‌هائی برای شرایط بعد انتخابات ارائه کرده بودم که باورم بود ). &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در تمامی مطالب ابطحی، وی ادعا کرده است که شرایط بازجویی، زندان و انفرادی و ... بر وی سخت نیست و فقط سختی هایی که یک زندان دارد بر وی می گذرد. نه شکنجه ای، نه تهمتی و  نه فحاشی. تکرار و تایید گفته هایی که در مصاحبه مطبوعاتی بعد از دادگاهش گفته بود. ابطحی توصیفاتش را تا به جایی ادامه می دهد که مخاطبش متحیر می ماند، باید لحن جدی نوشته را باور کند و یا ذات شوخِ ابطحی را؟ وی در آخرین پستش می آورد: (حالا که به یک جای دیگر منتقل شدم. اطاق بزرگی دارد با تلویزیون و حیاط 100 متری که بدون چشم بند میشود در آن قدم زد ) و در ادامه اش می نویسد : (موقع افطار هم دیدم که درِ حیاط با تشریفات ویژه اش باز شد و محمد عطریان هم آمد و افطار را با هم خوردیم ولی بعد افطار بردندش. آی چسبید) !!  وی در مطلب اولش هم اشاره می کند که در کنار بازجویی است که با هم (خیلی دوست) هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای ابطحی از شما می خواهم فرصت را غنیمت بشمارید و حالا که توانسته اید با اینان که( دوستشان) هم داری گفت و گویی انجام دهی، برای آنها توضیح بدهی که چرا مردم حرفشان را باور نمی کنند و شما مجبوری در وبلاگت به جای اینکه از خاطرات شیرین و خوشی هایی که این روزها در زندان داشته اید بنویسید و یا افکار دوران تنهاییت را برای مخاطبانتان بازگو کنید ؟؟ برایش استدلال کنید که در این سال ها چه شده است که باید مرتبا عباراتی مشخص را تکرار کنید تا به دستگاه قضا و اطلاعات-امنیت اعتبار بخشید؟ برای آنها تحلیل کنید که چرا اعتماد به دستگاه قضا از بین رفته است؛ چرا مردم اعترافات را باور نمی کنند تا شما مجبور شوید بارها بر ادعاهایتان پای بفشارید و آن را برآمده از ذهن خود بدانید و به این مهم برسید که چرا باید در نظام جمهوری و یک نظام اسلامی شائبه شکنجه و شرایط نامطلوب در زندان ها وجود داشته باشد؟ جناب آقای ابطحی رسیدن به این نقطه یکی از آرمان های اصلاح طلبان است و شما به عهدتان با اصلاحات وفادار باقی بمانید.برای آنها بگویید که این بی اعتمادی صدمات جبران ناپذیری می زند؟ برای آنها بگویید که این بی اعتمادی از کجاست، از بی تفاوتی دستگاه قضا نسبت به رد صلاحیت های شبهه برانگیز متعدد در انتخابات های متعدد است؟ یا این حس بی اعتمادی عمومی  برآمده از  بررسی پروندهای مطبوعات است؟ و یا در بررسی اتهامات متهمان کوی دانشگاه و یا در چگونگی بررسی پرونده های قضایی- اطلاعاتی قتل های زنجیره ای است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اصلا اینکه از شما می خواهند در دادگاه و مصاحبه و وبلاگت چنین بگویی خود گویای آن است که کدام طیف در بین مردم جایگاه بیشتری دارند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما ای کاش آقای ابطحی به جای لپ تاپ این بازجو های دوست داشتنی اجازه می دادند که شما سال ها به این نظام و مردم خدمت کرده اید، از ابتدای بازداشتتان خانواده خود را به راحتی ملاقات می کردید و قبل از آنکه در دادگاه لب به سخن بگشایید کنید و مسئولیت های حقوقی بر خود تحمیل کنید، وکیلی برای خود داشته باشید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این نکات از آن حیث مطرح شد که به نظر، آرامش بخشیدن به خانواده و دوستان، در زیر شایعات گوناگونی که این روزها گفته می شود و از طرف دیگر، داشتن وکیل نه تنها معقول تر  از داشتن لپ تاپ در زندان است؛ بلکه حق قانونی یک متهم سیاسی است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 12:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا حمله کنندگان به کوی شناسایی خواهند شد؟</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بخش اول&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; چهارمین جلسه محاکمه متهمان جریان های اعتراضی دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد. در این جلسه بسیاری از سران اصلاح طلب حضور داشتند و علیه آنان کیفر خواستی تنظیم شده بود که قرائت شد. فارغ از ابعاد حقوقی این قبیل دادگاه ها،در این کیفر خواست ها به طور مشخص، سران اصلاح طلب به برنامه ریزی به منظور ضربه زدن به نظام متهم شده اند و ما بقی متهمان نیز که از جوانان و دانشجویان و مردم عادی هستند؛ و به تعبیر اعترافات خودشان و کیفر خواست ها فریب خورده اند! این دسته ادعا می کنند بعد از انتخابات به عبارتی تحت جو به وجود آمده ( توسط سران اصلاحات) جوگیر(عبارتی که در اعترافی آمده بود) شده بودند.در هر صورت، هر دو دسته امروز به عنوان متهم شناسایی و دستگیر شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بخش دوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اولین جریان رسمی اعتراضات در روز 25 خرداد صورت گرفت؛ دقیقا در بامدادِ همان روز به خوابگاه های دانشجویی تهران و اصفهان حمله شد و البته برد رسانه ای بین المللی زیادی داشت. در همان روزها ریاست دانشگاه تهران، وزیر علوم، ریاست مجلس شورای اسلامی و ... همه وعده پیگیری و برخورد با عناصر و  عوامل حمله به کوی دانشگاه را دادند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حال ما شاهد این نکته هستیم که عناصر اطلاعاتی- امنیتی کشور تاکنون توانسته اند، اسناد مربوط به بیش از 300 نفر از عاملان اغتشاشات خیابانی پس از انتخابات را شناسایی و به دادگاه معرفی کنند. اینکه اینان توانسته اند در میان جمعیتِ میلیونیِ بین حدفاصله آزادی تا انقلاب، چند نفر خاطی را شناسایی کنند جای بسی خوشحالی دارد!! اما نکته اساسی اینجاست که چگونه است، این عناصرِ اطلاعاتی – امنیتی خبره هنوز نتواسته اند نیروهایی را که تا این حد قدرتمند هستند که خیابان امیر آباد را در اختیار خود گرفته و به خانه های دانشجویان جوان تجاوز کرده اند را شناسایی کنند و حتی آن ریش تراش تاریخی و معروف هم دزدیده نشد! مگر همان رسانه های بیگانه، حادثه تجاوز به کوی دانشگاه را بر بردهای خبری خود نبردند و به تخریب نظام نپرداختند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در طی حوادث اخیر، نیروهای امنیتی می توانستند اطلاعات خود را از تجمعات اعتراضی، به واسطه شبکه هایی که همگان به آن دسترسی دارند مانند تویتر و فیس بوک دریافت کنند؛ اما این نیروهای پر تعداد متجاوز از چه شبکه هایِ ارتباطی خارج از کنترل استفاده می کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ظاهرا قدرت این نیرو های ناپیدا بسیار زیاد است که با دسته های چند صد نفر به جایی هجوم می آورند و آن جا را ویران می کنند و هیچ عکس و فیلمی از چهره آنان یافت نمی شود که رسانه ملی، دور آن خطی قرمز بکشد و آن را به نمایش بگذارد؟! اما این قدرت زیاد این نیروی غیر رسمی و پنهان از چشمان نیروهای اطلاعاتی- امنیتی این نگرانی را ایجاد می کند که، مبادا فردا یکی از پایگاه های اصلی نظام، به مانند پادگان های نظامی و ... هدف آنان باشد و کودتایی خونین به راه بیفتد؟! به راستی اینان کیستند که نه رئیس مجلس می تواند آنان را پیدا کند و نه وزیر علوم و نه ریس دانشگاه و نه به تعبیر فرهاد رهبر ریاست شورای عالی امنیت ملی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا در پایان یک سوال باقی می ماند کمتر از یک هفته دیگر به بازگشت دانشجویان دانشگاه تهران به خوابگاهایشان باقی مانده است؛ چه تضمینی وجود دارد که اینان که گویا خوابگاه ها نقطه هدف آنان است بار دیگر به این مکان حمله ور نشوند؟ چه کسی با اینان می تواند ارتباط برقرار کند و ضمانت های لازم را از آنها بگیرد؟؟   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 06:32:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا شرایط علنی شدن اعتراضات به نفع مردم است ؟</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابتدا قصد دارم به این پرسش پاسخ خودم را بدهم که آیا شرایط پیش آمده به نفع مردم است یا نه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هر چند که در بخش نظرات مطلب قبل نظرم را مطرح کردم؛اما در تکمیل آن لازم بگویم که به نظرم این پرسش را دو گروه طرح می کنند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گروه اول کسانی هستند که معتقدند مطالبات آنها توسط ساختار سیاسی فعلی برآورده نخواهد شد بنابراین تفاوتی نخواهد داشت که این فعالیت ها ادامه داشته باشد یا خیر؛ زیرا آنها اعتقاد و اعتمادی به کارآمدی نظام ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; گروه دوم هم کسانی هستند که معتقدند این جریان اعتراضی توسط عده ای انگشت شمار هدایت می شود و مردم بازیچه قرار گرفته اند و یا به عبارت دیگر منفعتی برای مردم نخواهد داشت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به نظرم گروه اول کسانی هستند که اختلاف نظر با سردمداران اعتراض ها  مانند کروبی و میر حسین موسوی دارند؛ زیرا آنها بر خلاف رهبران اعتراضات خواهان تحولات ساختاری اساسی در سیستم فعلی هستند؛ که به نظرم هزینه های بسیار زیادی را بر جامعه تحمیل خواهد کرد و البته توضیحات مفصلی در جای خود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما درباره گروه دوم باید گفت که طرح این مبحث نیاز به این دارد که ما به درک این نکته مهم پی ببریم که معترضان فعلی برآمده از چه طبقه ای هستند ؟ و جنس مطالبات متعلق به کدام طبقه است؟ و در نهایت طلب شدن این مطالبات چه نیازهایی را از کل جامعه و دیگر طبقات محقق می کند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر اساس مشاهدات معترضان فعلی طبقه متوسط و بالای شهر نشینی هستند که عموما در نواحی مرکزی و پایتخت ایران زندگی می کنند. این مهم مبتنی بر نظرات جامعه شناسان است. اینان کسانی هستند که به تعبیر عده ای بازیچه قرار داده شده اند.اما آن کسانی که به تعبیری جریان را خط دهی می کنند همه آن سوالات فوق درباره رهبران این جریان نیز صادق است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این که جریانی توسط عده ای خط دهی شود اتفاقا نکته ای مثبت است زیرا، اعتراضات را با شورش متمایز می کند. اما نکته قابل بحث ، مفید فایده بودن این مطالبات برای مردم است؟! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابتدا در این جا هم اشاره می کنم که همچنان معتقدیم جریان های اخیر موجب می شود که مطالبات مردم به رسمیت شناخته شود و آن را به بیگانگان نسبت ندهند؛ شما توجه داشته باشید در تاریخ چند سال اخیر ما چند جریان کاملا مردمی داشته ایم که در نهایت آن را به بیگانگان نسبت داده شده است.من در ادامه به چند نمونه اشاره می کنم:1-اعتراض معلمان درباره حقوقشان در اصفهان و تهران و.... 2- سندیکای اتوبوس ران های تهران 3- نویسندگان وبلاگ ها 3- فعالان حوزه زنان و .... همگی موارد مذکور در نهایت به عوامل بیگانه نسبت داده شد و با یک توبیخ و ... صورت مساله پاک شد این اعتراضات جدا از اعتراضاتی به مانند بسته شدن روزنامه ها و سانسور و فیلترینگ و ....است که گفته می شود اینان دردهای قشر مرفه است نه کل جامعه و البته این ادعا نیز جای بررسی دارد. به نظرم باید ما به این نکته پی ببریم که کسانی که جریان را خط دهی می کنند چه کسانی هستند؟ایا اینان همان اساتید دانشگاه ها- تا جایی که من اطلاع دارم- از جامعه شناسان صاحب نام ایران نیستند؟ ایا این اساتید از نخبگان جامعه ما نیستند که برخی سیاست مداران ما به مانند میر حسین موسوی و خاتمی و ... از نظرات آنان استفاده می کنند؟ ایا این اساتید نمی توانند راه بهبود جامعه را شناسایی کنند ؟ اینان نمی توانند مطالبات اصلی و پنهان شده در پشت مطالبات روزمره را شناسایی کنند و راه دست یابی و تحقق آن را نشان دهند؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بازهم توجه داشته باشید که ممکن است نتایج اعتراضات روزهای گذشته مثلا تا پایان امسال مشخص نشود اما در یک بازه زمانی نتایج خوبی خواهد داشت.ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که مطالبات جامعه روشنفکری (که به نظر می رسد انگشت خط دهی جریان به سمت انان است)تنها فضایی است که در آن نهادهای مدنی رشد داشته باشد؛ امری که عده ای به روشنی با ان  مخالفت می کنند؛ مثلا در کیفر خواست دوم بارها جریان هایی به مانند NGO ها ،تشکل های دانشجویی، احزاب ، گروه های فعال زنان و ... در یک طرف اتهام بوده اند؛ نقطه اختلاف نظر همین جاست که عده ای معتقد به رشد نهادهای از درون مردم(نهادهای مدنی) جهت سازمان دهی و قالب دهی به مطالبات مردم است. نهادهای مدنی موجب می شود تشویش بر آمده از تنوع آراء به حداقل خود برسد و مردم به صورت کاملا رسمی مطالبات خود را از دولت خود بخواهند؛ با شکل گیری این مراکز دولت نمی تواند خود را تنها سخنگوی مردم بداند بلکه مردم به صورت سازمان دهی شده و توسط این نهادها نسبت به رفتار دولت موضع گیری می کنند.مردم اولا می خواهند انها محور مسائل واقع شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا نگرانی جامعه شناسان ظاهرا از دو چیز است:از شکاف ناشی از شر ایط به وجود آمده و دوم رشد خشونت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توضیحات موارد فوق به عهده خود عزیزان است اما این یک حقیقیت روشن است که اگر مردم مجرایی حقوقی و قانونی برای بیان مطالبات خود نداشته باشند و مردم دچار یأس از مسئولین خود به منظور برآورده شدن مطالباتشان ممکن از ابزارهای خشونت برای بیان خواسته هایشان استفاده کنند؛این نقطه خطرناکی است که کشور به سمت آن در حرکت است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 10:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای لاریجانی، اگر امکان دارد با ما به دیدار کسانی که با این نوع برخورد ها مواجه شده اند بیایید!!</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لاریجانی امروز در صحن علنی مجلس شورای اسلامی به کلی منکر موضوع هتک حرمت جنسی بازداشتیان در  بازداشتگاه ها شد؛ عکس العمل سریع وی به روشنی درباره نامه دلسوزانه مهدی کروبی بود که در آن نسبت به این عمل در بازداشتگاه ها ابراز نگرانی کرده بود.البته عکس العمل صدا و سیما و تهیه یک گزارش مضحک از فردی به نام ترانه موسوی قابل توجه است؛دیالوگ های این گزارش به حدی مبتدی تنظیم شده بود که شرم آور بود برای نمونه مادر خانواده می گفت : زمانی که خبر را (خبر تجاوز به دخترش را) شنیدم؛ خنده ام گرفت!!! کدام مادر ایرانی و در این سرزمین اسلامی وقتی می شنود که به دخترش تجاوز شده است خنده اش می گیرد!؟ و البته این گزارشی که به سرعت از جانب دنیای اینترنت پاسخ داده شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته این اولین باری نیست که این جریان امری روشن و غیر قابل انکار را نمی پذیرند و همگی یادمان می آید که در حادثه 18 تیر 1378 فقط و فقط یک ریش تراش آن هم توسط یک سرباز از بین رفته بود یا در روزهای اول اعتراضات مردمی معترضین تنها صد نفر بودن و نمی دانیم چرا تا کنون 200 نفر محاکمه شده اند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حال به صورت مجمل می خواهیم که آقایان لاریجانی و ضرغامی یک فرصت یک ساعت به معتقدین بدهند گزارش ما را هم ببینند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اقای لاریجانی کوتاه و مختصر بگویم؛ آن 100 و اندی نفری که در شب حمله به خوابگاه ، در کوی دانشگاه تهران بازداشت شدند؛ تصاویر و رفتاری دیده بودند که شرم داشتند برای هم جنس های خود بگویند. و تنها به آن اشاره می کردند و ما هم شرممان می شد که در سرزمینی اسلامی این چنین رفتار می شود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 15:39:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر اعترافات درست است،سفارت سوئد و سویس را تعطیل کنید.</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; چند روزی است که بر روی خبرگزاری فارس اعترافات کیان تاجبخش قرار گرفته است و خبرگزاری فارس نیز پیش از اعلام حکم نهاییِ دادگاه، وی را از نظریه پردازانِ براندازی نرم معرفی می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آقای کیان تاجبخش در اعترافات و اقرار های خود ادعاهایی را مطرح می کند که تعجب آور و بعضا متناقض است؛ و ما هم فرض را بر صحت ادعاهای گذاشته و به بررسی آنها خواهیم پرداخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهم ترین اظهار کیان تاجبخش که خبرگزاری فارس نیز خبر خود را بر همین محور  تنظیم کرده است- رابطه عده ای از  اصلاح طلبان داخل ایران برای براندازی نرم با موسساتی در خارج از کشور تاکید شده است-. کیان تاجبخش،در ادامه عوامل اغتشاشات را به ارتباط با برخی کشورهایی غربی و آمریکا نسبت می دهد و در ادامه گفتارهای خود  نیز اضافه می کند که، طرح براندازی، مربوط به مدت زمانی گذشته و حتی 4 سال پس از انقلاب اسلامی بوده است.ایشان شرایط و چگونگی حضور این موسسات برانداز را در پس انقلاب اسلامی 1357 اینگونه توصیف می کند: ( از سال 1983 يعني چهار سال بعد از انقلاب اسلامي در ايران نهادهاي آشكاري همچون صندوق حمايت از دموكراسي كه در زمان رياست جمهوري رونالد ريگان تاسيس شد، براي پيشبرد برنامه‌هاي براندازي در قالب پيگيري دموكراسي و حقوق بشر به وجود آمد و در كنار اين نهادها نيز، نهادهايي نيمه پنهان و حتي پنهان فعال شدند) کیان تاجبخش در گفته های خود مشخص نمی کند که، کدامیک از اصلاح طلبان فعلی که در بازداشت به سر می برند با این موسسه در سال 1983 رابطه داشته اند؛ و اگر ارتباط نداشته اند دلیلی نبوده است که خارج از موضوع اتهام مواردی را طرح کند؛ حال که به طرح این ادعاها پرداخته است کدامیک از اصلاح طلبان در سال 1362 با اینان رابطه برقرار کرده اند ؟! آیا بهزاد نبوی وزیر صنایع وقت آقای خامنه ای و سخنگوی دولت رجایی با این موسسات ارتباط داشته است؟! یا سعید حجاریان از موسسین وزارت اطلاعات و یا محسن میردامادی که از پیروین خط امام و  استاندار خوزستان در دوره اقای خامنه ای (رئیس جمهور وقت) از اعضای بعثه حضرت امام(ره) در سال 60 و معاون سیاسی دادستان کل در سال 1363 و یا محمد علی ابطحی که در سال 1362 مدیر رادیو ایران در تهران بوده اند؛ با عناصر برانداز خارج از کشور ارتباط داشته اند؟ تاجبخش در ادامه این گفته ها عنوان می کند که: (از 10 سال قبل افراد و احزابي در داخل ايران با فعالان سياسي داخل آمريكا به مذاكرات پنهان پرداختند) درست بودن ادعاهای تاجبخش، ذهن را به سمت چراییِ کم کاری مسئولین اطلاعات و امنیت سپاه پاسداران اسلامی را در سال های مورد نظر تاجبخش، پیرامون روابط مسئولین وقت با عناصر برانداز اشاره کرد؛ زیرا همگی اینان دارای مسئولیت هایی در مجلس و نهاد ریاست جمهوری بوده و به اطلاعات محرمانه و سری کشور دسترسی داشته اند؛ سکوت مسئولین اطلاعات و امنیت سپاه شک هایی را نسبت به چرایی عدم انجام وظیفه آنان بر می انگیزد! زیرا کشف این روابط در دوران مورد اشاره می توانست کاری بزرگ برای سپاهیان مخالف دولت وقت تبدیل شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از سویی دیگر در  این اعترافات مطرح شده است که : ( كساني كه از طرف غربي‌ها براي گفتگو به غرب دعوت مي ‌شدند، از سوي بنيادهايي مانند سوروس و راپيفلر حمايت مالي شدند و هر چند وقت يك بار در سوئد و سوئيس دور هم جمع مي شدند و در قالب پروژه رديف 2 با هم گفتگو داشتند) آنچه که در این ادعا واضح و مبرهن به نظر می رسد این است که دو کشور سوئد و سوئیس به همراه آمریکا در پروژه براندازی ایران دست داشته اند و در امنیت ملی ایران اخلال ایجاد کرده اند؛ساختگی بودن اعترافات و اتهام ها زنی به سوئد و سوئیس در شرایطی صورت می پذیرد که در روابط ایران با این دو کشور کمتر کدورت و خللی دیده شده است و همواره ایران با این دو روابطی روشن داشته است و حتی سوئیس به عنوان یک نماینده قابل اعتماد برای آمریکا در ایران شناخته شده است؛ بنابراین سوئد و سوئیس کمتر تمایل دارند که با صدور مجوز فعالیت های براندازانه در کشورانشان علیه ایران این رابطه را خدشه دار کنند. اما اگر این گزاره های بر پایه مستندات متقن باشد؛ سوئد و سوئیس با تربیت براندازان در کشور خود این شائبه را به ذهن مردم ایران متبادر می کند که کشورهایی که آشکارا سعی بر براندازی ایران دارند؛ سفارتشان داخل ایران به چه کارهایی مشغول هستند و چه اطلاعاتی را به موسسات داخل کشور خود می دهند؟! و نکند تجربه سفارت آمریکا در این دو سفارتخانه تکرار شود؟؟ پس دولت ایران بایستی در جایگاه مدافع حقوق ملت قرار گیرد و از سفرا توضیحات لازم را بخواهد.از طرفی دولتی که به سرعت در مقابل موضع گیری بان کی مون دربیر کل سازمان ملل متحد موضع گیری رسمی می کند؛ چرا در صورت صحت ادعا بایستی سکوت کند  و از حقوق ملت خود دفاع نکند؟از طرف دیگر واکنش هایی به مانند تجمع های(سازمان دهی شده) متعدد مقابل سفارت ها دیده نمی شود! ما در این روزها نه دیدیم تجمعی مقابل سفارت سوئیس و سوئد دیدم نه اتش زدنی!براستی دولتیان و تجمع کنندگان معروف از حقایق اعترافات چه می دانند که ما نمی دانیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   پس دور از ذهن نخواهد بود که اگر دولت به این اقدامات دست نزند یعنی سفرای این دو کشور را فرا نخواند و با این دو برخورد قاطع نکند؛ شائبه ساختگی بودن اعترافات، تحت فشار روحی و جسمی بودن متهمان تقویت می شود.این نمایش زمانی به یک حقیقت نزدیک می شود که مخاطبان وضع موجود با گفتارهایی متناقض روبرو می شوند. لازم به یادآوری است که نتایج فوق تنها با فرض صحت و اجباری نبودن اعترافات منتج خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2009 20:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه سوالی نباید اشتباه پاسخ داده می شد؟</title>
<link>http://goftani.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما که اعترافات و باور نکردیم...انهایی که باور کردند پاسخ دهند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خلاصه اینکه من هم مثل خیلی ها این نمایش و باور نکردم و نمی کنم؛ چون تاریخ از این نمونه های زیاد داشته!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما فرض رو بر صحت گفته های محمد علی ابطحی و محمد عطریانفر گذاشتم و این سوالات برایم پیش آمد که:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۱-     شرایط نخبگان سیاسی و انقلابی ما باید چگونه بوده باشد که اینان در سال ۱۳۸۸ درست ۳۱ سال بعد از انقلاب اسلامی تصمیم به انقلاب دوباره گرفته اند و این بار به جای اینکه به قول معروف( انقلاب بچه های خود را بخورد) ...فرزندان انقلاب که امروز بزرگ مردانی شده اند خودکشی می کنند و علیه خود حرف می زنند و می گویند ما می خواستیم میوه خود را (انقلاب اسلامی ۱۳۵۷) از بین ببریم....به راستی در این سال ها بر این عزیزان چه گذشته است که اینان امروز (تنها در ظاهر) تصمیم به انقلاب دوباره گرفته اند!! این مدتی زمانی که امروز ابطحی بر صفحه تلویزیون ظاهر می شود ایا  در مجموع طول مدتی که معاونت ریاست جمهوری سید محمد خاتمی را بر عهده داشت در صدا و سیما ظاهر شده بود ؟ ایا اعتراضات و موضع گیری هایش نمایش داده می شد؟ و یا ان را به انحاء مختلف وارونه جلوه می دادند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۲-     اگر صحت اظهارات اینان درست و بدون اجبار باشد (که نیست) و فشار و شکنجه ای در کار نبوده است چرا باید اینان در طول این ۴۰ روز از حق حضور وکیل در کنار خود که در قانون اساسی تصریح شده است محروم بوده باشند.و سوال دیگر اینکه اینان با اینچنین تحولات ناگهانی در&lt;STRONG&gt; بازداشتگاه&lt;/STRONG&gt; بوده اند و یا در &lt;STRONG&gt;ندامتگاه&lt;/STRONG&gt; به سر می بردند که ابطحی و عطریانفر با این سبقه سیاسی خود ناگهانی متحول شوند و اظهار پشیمانی کنند؟؟ در پایان این بخش بایستی پرسیده شود که، آیا بی خبری از سلامت فرزندان و همسر شکنجه نیست. واقعا این تحولات فکری چگونه صورت گرفت ؟ایا انان در خانه و دفتر کار و دفتر حزب خود نمی توانستند&lt;STRONG&gt; فکر&lt;/STRONG&gt; کنند؟آیا بر اساس یک خرد جمعی نمی توانستند به این تنایج برسند؟ مگر تئوری تحریم برخی انتخابات را با یک خرد جمعی و سمینار و جلسه و .... بسیاری به این تنیجه نرسیدند که راه مبارزه درست و منطقی نبوده است؟ تحریم انتخابات هم با واکنش بسیاری از جریان ها مواجه بود اما آیا در بازداشتگاه به این نتیجه رسیدند که اشتباه کردند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۳- سوال دیگر این که ، باشد قبول این عزیزان به این تنیجه رسیده اند که اشتباه کرده اند! تکلیف دیگر نخبگان چه می شود؟! یعنی ما باید انتظار داشته باشیم روسای جمهور پیشین و ریاست مجلس خبرگان و بزرگان و نخبگان علمی و فکری به مانند اساتید دانشگاه و ائمه جمعه نیز دسته دسته در روزهای آینده بازداشت شوند و بعد از ۵۰-۴۰ روز در دادگاه و گفت و گویی تلویزیونی اظهار تحول فکری و عقیدتی کنند؟ دسته بعدی کدام گروه هستند؟ سران؟اساتید دانشگاه ها؟ نخبگان؟    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۴-     حالا بر اساس همین فرض که این ها می خواستند با یک انقلاب ساختار و نظام را تغییر بدهند؛ این جا یک سوال به ذهن می رسد که چرا اینقدر تاکید دادگاه و تلویزیون بر عدم تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بوده است؛مگر نظام ما فقط به ریاست جمهوری خلاصه می شود و تفکیک قوای مذکور در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارد!؟ ما بر اساس قانون اساسی چند قوا داریم که یکی از آنها ریاست جمهوری است.اما انقلاب اساس یک نظام را زیر سوال می برد به مانند انقلاب اسلامی که ساختار نظام شاهنشاهی را زیر سوال برد و آن را دگرگون کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۵-     چرا باید فقط رسانه های دولتی حق مصاحبه با اینان را داشته باشند؟ اگر اینان بر اساس تفکر و بازخوانی رفتار خود به این نتایج جدید و تحول اساسی در اندیشه  خود رسیده باشند؛ عقلا بایستی به هر سوالی پاسخی در خور بدهند؛ زیرا بر اساس نظام تفکر و یک سری استدلالات منطقی به این نتایج رسیده اند و نه تلقین و تهدید و .... به این نتایج خاص رسیده اند ؛ بنابراین دلیلی دیده نمی شود که به سوالی نتوانند پاسخ دهند و یا پاسخی متناقض و یا اشتباه !! بدهند.پس  محدود کردن رسانه ها هم چنان این شائبه را به ذهن متبادر می کند که اینان به چه سوالاتی ممکن بود(و هم چنان است) پاسخ اشتباه بدهند؟در چه صورتی می تواند پاسخ آنها اشتباه باشد؟ از چه لحاظی اشتباه است و این اشتباه چه مقدار هزینه و بر چه گروهی این هزینه تحمیل می شود؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 22:19:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftani&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>goftani</dc:creator>
<guid>http://goftani.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
